روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨ - ترجمه
فَأَمّٰا مَنْ طَغىٰ، وَ آثَرَ الْحَيٰاةَ الدُّنْيٰا، فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوىٰ «١» ،اينت عجب برادرى در ايمان به اين منزلت!و برادرى در كفر به آن پايه،كه برادر را بكشد،يكى مؤمن و يكى كافر،يكى قاتل و يكى مقتول،يكى سعيد و يكى شقى،[شعر] [٢]:
سرى و دلى [٣]ديده باشى مشاكل
سعيد و شقى ديده باشى [٤]برادر
نسب يكى و فعل مختلف،اصل يكى و فرع متباين،[شعر] [٥]:
عليّ كاسمه ابدا على
و عيسى ساقط وسخ [٦]دنى
هما ثمران من شجر و لكن
على مدرك و اخوه نى [٧]
نه ايمان آن،اين را سود دارد،و نه كفر او آن را زيان دارد.
لا ينفع الرجس من قرب الزكيّ و لا
على الزكيّ لقرب الرّجس من ضرر
وَ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسٰانٍ
.،گفت [٨]آنان بودند كه از پس سابقان ايمان آوردند از مهاجر و انصار [٩]،گفتند:آنان بودند كه در عهد صحابه پس از رسول ايمان آوردند.
در عرف آنان را كه در عهد رسول در خدمت بودند و در صحبت او بودند،ايشان را صحابه گفتند،و آنان را كه پس از عهد رسول بودند تابعين،و آنان كه پس از ايشان بودند اتباع تابعين.آنگه حقتعالى جمع كرد از ميان همه در رضاى خود گفت:
رَضِيَ اللّٰهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ،خداى تعالى راضى است ازيشان،و ايشان از خداى راضىاند. وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَنّٰاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهٰارُ ،بجارده [١٠]است براى ايشان بهشتهايى كه در زير درختان آن جويها مىرود.و اهل حجاز:من تحتها خواندند،و در مصاحف ايشان«من»نوشته است،و«من»ابتداى غايت را باشد،و«تحتها» ظرف باشد. خٰالِدِينَ فِيهٰا ،در آنجا هميشه باشند،و نصبش بر حال است. ذٰلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ،آن [١١]رستگارى بزرگ [١٢]و ظفرى بزرگ است[١٠٧-پ].
[٥] [١] .سورۀ نازعات(٧٩)آيۀ ٣٧ و ٣٨ و ٣٩.
[٢] .اساس:ندارد،به قياس نسخۀ آو،و ديگر نسخه بدلها،افزوده شد.
[٣] .آو،آج،بم،لب:گردنى،مل،مج:و دنى.
[٤] .آو،آج،بم،لب:باشد.
[٦] .آج،لب:و سخى.
[٧] .آو،آج،بم،لب:نبىّ.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:گفتند.
[٩] .مل،مج+و.
[١٠] .مل،لب:بچارده.
[١١] .آو.آج،بم+.
[١٢] .اينهمه نسخه بدلها:رستگارى و ظفرى.