روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٧٤ - ترجمه
خدايند،و جهودان كه گفتند: عُزَيْرٌ ابْنُ اللّٰهِ... [١]،و ترسايان كه گفتند: اَلْمَسِيحُ ابْنُ اللّٰهِ... [٢]،و چنان كه حقيقت اين بر خداى محال است،مجازش هم بر خداى روا نيست از تبنّى و به پسرى گرفتن،براى آنكه پسر و دختر بر حقيقت آن را باشد كه از باب [٣]او آفريده باشد و پسرى كرده كه آن گيرد كه او محتاج باشد.آنگه نفى كرد آن را از خود و گفت:او منزّه است و بىعيب و دور ازآنكه در [٤]گمان برند، يعنى او منزّه است از حقيقت اين حديث كه اداء به جسميّت كند،و غنى و بىنياز از مجاز اين كه تبنّى باشد و اداء به آن كند كه او را به فرزند حاجت باشد براى اعانتى و چيزى مانند اين. لَهُ مٰا فِي السَّمٰاوٰاتِ ،هرچه در آسمان و زمين او راست،و آنكه همه آسمان و زمين ملك و ملك او باشد او را چه حاجت بود به فرزند!آنگه گفت:
إِنْ عِنْدَكُمْ ،و المعنى ما عندكم مِنْ سُلْطٰانٍ ،اى من حجّة. بِهٰذٰا ،اى بهذا القول، شما را بر اين كه مىگويى حجّتى و برهانى نيست،چون چنين است، أَ تَقُولُونَ عَلَى اللّٰهِ مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ ،روا مىدارى كه بر خداى چيزى گويى [٥]كه ندانى! قُلْ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّٰهِ الْكَذِبَ ،بگو اى محمّد و اعلام كن اينان را كه:آنان كه بر خداى تعالى دروغ مىنهند و فرومىبافند [٦]آن را،و گفتيم كه:اصل فرى،قطع باشد،و فعل و افتعال اين جا به يك معنى است،يقال:فريت الشّىء و افتريته،و فريت الحديث مثل فريت الاديم،چه اديم چون ببرد از او نعلى سازد،آنكس نيز كه دروغ مىگويد از آن مقصودى مىرساند [٧]خود را. لاٰ يُفْلِحُونَ ،ايشان ظفر نيابند و ايشان را بقاى و فلاحى نباشد.كلبى گفت،معنى آن است كه:لا يؤمنون، ايمان نيارند،و گفتند:رستگارى نيابند.
و قوله: مَتٰاعٌ فِي الدُّنْيٰا ،مرفوع است به آنكه خبر مبتداى محذوف است،اى هو متاع،يعنى آن دروغ كه بر خداى مىنهند [٨]متاعى است و برخوردارى در دنيا،و
[٢] [١] .سورۀ توبه(٩)آيۀ ٣٠.
[٣] .آو،بم،مج:آب،آج،لب،آز:آل،مل:آن.
[٤] .همۀ نسخه بدلها+او.
[٥] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل:مىگويى.
[٦] .آو،آج،بم،لب،آز:فرامىبافند.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:مىسازد.
[٨] .اساس:مىنهد،به قياس با نسخۀ آو،تصحيح شد.