روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٣١ - ترجمه
تحيّت است،براى آنش سراى سلام [١]خواند كه اهلش به آنجا كه رسيدند به سلام رسيدند،بافشاء السّلام و اطعام الطّعام و صلة الارحام[من
قوله-عليه السّلام: افشوا السّلام و اطعموا الطّعام و صلوا الارحام] [٢]و صلّوا باللّيل و النّاس نيام تدخلوا الجنّة بسلام،اى بسلامة. و چون در شوند به سلام در شوند، اُدْخُلُوهٰا بِسَلاٰمٍ... [٣]،و فريشتگان در ايشان[١٣٩-پ]به سلام در شوند [٤]...وَ الْمَلاٰئِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِمْ مِنْ كُلِّ بٰابٍ، سَلاٰمٌ عَلَيْكُمْ [٥]،و تحيّت ايشان در آنجا سلام بود،: تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلاٰمٌ... [٦]،و طيب عيش ايشان به سلام بود: لاٰ يَسْمَعُونَ فِيهٰا لَغْواً وَ لاٰ تَأْثِيماً، إِلاّٰ قِيلاً سَلاٰماً سَلاٰماً [٧]،و از خداى تعالى بر ايشان سلام بود: سَلاٰمٌ قَوْلاً مِنْ رَبٍّ رَحِيمٍ [٨].
اهل اشارت گفتند:سلام براى آن كند خداى بر ايشان كه،ايشان از حقارت گناهكارى خود به عظمت بزرگوارى او نگرند نيارند انبساط كردن،حقتعالى بر ايشان سلام كند تا مستأنس [٩]شوند.
جابر [١٠]عبد اللّه انصارى روايت كرد كه،رسول گفت-عليه السّلام:در خواب ديدم كه جبريل بر بالين من بودى و ميكايل بر پايين من،با يكديگر مىگفتندى كه براى او مثلى بزن،آنگه گفت:بشنو كه گوشت شنوا باد،و بدان كه دلت دانا باد، مثل تو و مثل امّت تو،چون [١١]پادشايى [١٢]است كه سرايى بنا كند و در آن سراى خانهاى سازد و در آن خانه خوانى [١٣]نهد،آنگه رسولى فرستد و قومى را به دعوت خواند،بعضى اجابت كنند و بعضى نكنند.پادشاه خداى است،و سراى اسلام است [١٤]،و خانه
[١] .آو،آج،بم،لب،آز:سلامت.
[٢] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ آو،و ديگر نسخه بدلها،افزوده شد.
[٣] .سورۀ حجر(١٥)آيۀ ٤٦.
[٤] .آو،آج،بم،لب:در شدند،مل:فريشتگان برايشان سلامكننده شوند.
[٥] .سورۀ رعد(١٣)آيۀ ٢٣ و ٢٤.
[٦] .سورۀ احزاب(٣٣)آيۀ ٤٤.
[٧] .سورۀ واقعه(٥٦)آيۀ ٢٥ و ٢٦.
[٨] .سورۀ يس(٣٦)آيۀ ٥٨.
[٩] .آج،مج،لب،آز:مستانش.
[١٠] .مل:جابر بن.
[١١] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل+مثل.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها،بجز آج:پادشاهى.
[١٣] .آو،بم:خانى.
[١٤] .آو،آج،لب:سرا سراى سلام است،بم،آز:سرا سراى سلامت.