روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤ - ترجمه
«عين»من الاعذار،و يقال:اعذر اذا اتى بعذر و اعذر صار ذا عذر،يعنى آمدند عذر خواهندگان از جملۀ اعراب،و قرائت باقى قرّاء به تشديد«ذال»،و آن را دو وجه بود:يكى معتذرون بوده باشد در اصل،آنگه ادغام كردند«تا»را در«ذال»چنان كه:تذكرون،و الاصل تتذكرون.و وجه دويم آن است كه:من عذر باشد اذا غبب و مرض،يعنى تقصيركنندگان.«من»تبين راست. لِيُؤْذَنَ لَهُمْ ،تا دستورى دهند ايشان را،و زجاج گفت:روا باشد كه،معذرون [١]معتذران باشند،نمايند كه ما را عذرى هست و ايشان را عذر نباشد.و معذر كه بر تقصير حمل كنند هم معتذر باشد و لكن عذر خواهندۀ تقصير باشد [٢].حسن گفت:اعتذروا بالكذب،عذر به دروغ مىخواهند،و از اينجاست
قول على-عليه السلام [٣]: المعاذير اكثرها اكاذيب ، عذرها بيشتر دروغ باشد [٤].و رسول-عليه السلام-گفت:
اياك و ما يعتذر منه ،دور باش از آنچه از او عذر بايد خواستن.ضحّاك گفت:اينان رهط عامر بن الطفيل بودند روز غزات تبوك،بيامدند و گفتند:يا رسول الله!اگر با تو بياييم،اعراب طىّ قبيلۀ ما را و فرزندان [٥]ما را تعرّض رسانند ما را دستور باش [٦]تا مقام كنيم.رسول-عليه السلام- گفت:خداى تعالى مرا خبر داد از اخبار و اسرار شما: ...قَدْ نَبَّأَنَا اللّٰهُ مِنْ أَخْبٰارِكُمْ [٧].
وَ قَعَدَ الَّذِينَ كَذَبُوا اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ ،و بنشستند از جهاد آنان كه با خداى و پيغمبر دروغ گفتند،يعنى منافقان در اظهار ايمان و ابطان كفر.محمّد بن اسحاق گفت:
آيت در بنى غفار [٨]بن خفاف بن ايماء آمد كه ايشان خويشتن را بر رسول -عليه السلام-عرض مىكردند،و عرض ايشان آن بود كه تا رسول-عليه السلام-ايشان را دستورى دهد در تخلّف تا با پس [٩]ايستند،و مىگفتند:ما به جهاد مىآييم و در دل نداشتند و عاقبت وفا نكردند و بنشستند و به جهاد نرفتند.آنگه گفت:
[١] .همۀ نسخه بدلها:معذران.
[٢] .اساس:باشند،به قياس با نسخۀ آو،تصحيح شد.
[٣] .همۀ نسخۀ بدلها+كه گفت.
[٤] .مل:به دروغ بود.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:زنان.
[٦] .آو،آج،بم،لب:دستورى ده.
[٧] .سورۀ توبه(٩)آيۀ ٩٤.
[٨] .اساس:بنى عفان،به قياس نسخۀ آو،تصحيح شد.
[٩] .همۀ نسخۀ بدلها:بازپس.