روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٩ - ترجمه
كس كه بر فعل مستقيم خواند،اسّس معنى آن باشد كه:آنكس كه بناى خود يعنى بناى مسجد بر تقوى و پرهيزگارى نهد و رضاى خداى تعالى،بهتر باشد يا آنكه بناى بنيت خود بر كرانۀ چاهى [١]ويران [٢]يا چالهاى ويران نهد كه فروشود و يا[او] [٣]را با خود به دوزخ فروبرد.و قرائت آنكس كه بر فعل مجهول خواند،معنى همان باشد براى آنكه،اگرچه او تولّاى بنا كند بر نفس خود يا ديگران كنند هم براى او كنند و به امر او كنند،و اين جا تقدير محذوفى ببايد كردن تا معنى روشن شود،و تقدير آن باشد كه:أ فمن اسّس بنيانه له،آنكس بهتر باشد كه بنا براى او كه كنند بر تقوى و رضوان كنند،يا آنكه بناى [٤]شَفٰا جُرُفٍ نهند،يا تقدير بر حذف مضاف بايد كردن و اقامة المضاف اليه مقامه،و التقدير:ابناء من اسس بنيانه على تقوى[من الله و رضوان خير] [٥]گفت:بناى آنكس كه بناى او بر تقوى كنند به باشد يا بناى آنكس كه برخلاف اين باشد؟و بر هر دو قرائت اين تقدير مطّرد باشد و معادله [٦]و مساوات روا بود كه بين البانيين باشد[على ظاهر الكلام.و روا باشد كه بين البناءين [٧]باشد] [٨]على هذا التّقدير.و همزه در اوّل آيت استفهام راست به معنى انكار.و«اسّ»،قاعده و بنياد ديوار باشد،و كذلك الاساس.و جمع لأس،اساس.
و بنيان مصدر است،چون:سبحان و غفران،و واحدش بنيانة [٩]باشد،كضرب و ضربة،قال أوس:
كبنيانة القرىّ موضع رحلها [١٠]
و آثار نسعيها من الدّف ابلق
[١١٤-پ]ابو على گفت اين،و گفت:روا نباشد كه«بنيان»جمع«بنا»باشد كه آن جمع كه بر وزن فعلان باشد،كقضبان و زغفان واحدش [١١]بر فعيل باشد، كقضيب و رغيف،و«تا»ى وحدان در او نشود چنان كه شاعر گفت:در بنيانة،و
[١] .آو،آج،بم،لب+يا گوى.
[٢] .آو،آج،بم،مج:بيران.
[٨] [٣] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ آو،افزوده شد.
[٤] .آو،آج،بم،مل،مج+او.
[٥] .اساس:ندارد،به قياس ديگر نسخه بدلها و با توجّه به قرآن مجيد،افزوده شد.
[٦] .مل:معادات.
[٧] .آج:بنانين.
[٩] .مل:بنيت.
[١٠] .آو،آج،بم:رجلها.
[١١] .اساس:جمعش،به قياس با نسخۀ لب،تصحيح شد.