روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧١ - ترجمه
خر را گفتى:ادخل و ان كان الشيطان معك!من با خر بودم آن ساعت،به آن آواز در كشتى آمدم.گفت بيرون رو يا عدوّ اللّه،اى دشمن خداى [١]!جزع كرد و زارى و گفت:مرا بيرون مكن.نوح-عليه السّلام-او را بر پشت كشتى كرد.
و در تفسير مالك بن سليمان مىآيد كه:مار و گزدم [٢]بيامدند،نوح را گفتند:ما را در كشتى بر.گفت:نبرم كه شما جهت مضرّتى.گفتند:ما را در كشتى بر كه ما با تو عهد كنيم كه گزند نكنيم آن را كه نام تو برد [٣].نوح به اين شرط ايشان را در كشتى نشاند،اكنون هركس كه از مار و گزدم [٤]ترسد،بخواند: سَلاٰمٌ عَلىٰ نُوحٍ فِي الْعٰالَمِينَ، إِنّٰا كَذٰلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ، إِنَّهُ مِنْ عِبٰادِنَا الْمُؤْمِنِينَ [٥].هيچ مار و گزدم [٦]او را گزند نكند.
وَ قٰالَ ارْكَبُوا فِيهٰا ،حقتعالى از نوح حكايت كرد كه او گفت آنان را كه با او بودند و به پناه او آمدند،و او ايشان را در كشتى مىنشاند،گفت ايشان را [٧]:در اين كشتى نشينى، بِسْمِ اللّٰهِ مَجْرٰاهٰا وَ مُرْسٰاهٰا ،به نام خداى است راندن و استادن اين كشتى،اگر برود به نام او رود،و اگر بايستد به نام او بايستد.و حمزه و كسائى خواندند: مَجْرٰاهٰا وَ مُرْسٰاهٰا ،به فتح«ميم»از مجرى،و ضمّ«ميم»دوم،و اين هم مصدر باشد،چنان كه مفعل،يقال:ذهب مذهبا و دخل مدخلا و ضرب مضربا،قال [الشاعر] [٨]:
تجاوزت احراسا عليها و معشرا
علىّ حراصا لو يسرّون مقتلي
اى قتلي،و مفعل در مزيد به [٩]ثلاثى،به معنى مصدر قياسى مطّرد است.و ابو رجاء[١٧٨-پ]العطاردىّ در شاذّ خواند: بسم اللّه مجراها و مرسيها ،على الفاعل من اجرى و ارسى تا صفت نام خداى باشد،به نام خدايى كه براننده [١٠]و به دارندۀ اين كشتى است.و ابن محيص خواند هم در شاذّ: مَجْرٰاهٰا [١١]وَ مُرْسٰاهٰا ،هم بر مصدر يا [١٢]بر
[١] .مل+او.
[٦] [٤] [٢] .آج،مل،مج،لب،آز:كژدم.
[٣] .اساس:برند،به قياس با نسخۀ آو،تصحيح شد.
[٥] .سورۀ صافات(٣٧)آيات ٧٩،٨٠ و ٨١.
[٧] .همۀ نسخه بدلها+كه.
[٨] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ مل،افزوده شد.
[٩] .همۀ نسخه بدلها،بجز مج:بر.
[١٠] .آو،آج،لب،آز:راننده.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:مجراها.
[١٢] .اساس:تا،به قياس با نسخۀ آو،تصحيح شد.