روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٨ - ترجمه
من از جملۀ مسلمانانم.
او را گفتند:الن [١]،اكنون مىگويى؟و پيش از اين عاصى و مفسد بودى.
ابو جعفر من [٢]طريق النّهر و انّى و نافع و الّا [٣]ابا طاهر عن اسماعيل و احمد بن صالح عن قالون و الحلوانىّ عن قالون من طريق الحمامىّ [٤]:در دو جايگاه«الان»به القاء حركت همزه بر«لام».ابو على گفت:«لام»تعريف را چون پيش او همزه بود و خواهند كه تخفيف همزه كنند،به دو طريق باشد،يكى آنكه:همزه بيفگنند اصلا از اين،و حركت او بر«لام»افگنند چنان كه گويند:الحمر [٥]في الاحمر،و دوم آنكه :حركت همزۀ اصل بر«لام»تعريف افگنند،گويند:الحمر،و انشد الكسائى.
فقد كنت تخفي حبّ سمراء حقبة
فبح لان منها بالّذي انت بائح
اراد فبح الآن،و اين شاهد طريقۀ اوّل است.خلاف كردند در آنكه اين قول كه گفت بر دو قول.بعضى گفتند:جبريل،و بعضى دگر گفتند:قول خداى است -جلّ جلاله-بر وجه اهانت و توبيخ.
قوله: فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ ،حقتعالى گفت:ما امروز تو را برهانيم به تن تو.
يعقوب و قتيبه خواندند:ننجيك،به تخفيف من الانجاء،و باقى قرّاء،به تشديد من التّنجية.گفتند،معنى آن است كه:ما تو را بر نجوت [٦]و بلندى اندازيم از زمين تن بىروح تو،تا عبرتى و علامتى و آيتى گردى آنان را كه از پس تو آيند.و اشتقاق اين كلمه من نجوة الارض باشد،و هو المرتفع منه [٧]قال اوس بن حجر:
فمن بنجوته كمن بعقوته
و المستكنّ كمن يمشي بقرواح
آى حيث لا ماء و لا مطر،مراد آن است كه گفتيم كه [٨]:بنى اسرايل شكّ كردند در هلاك فرعون،خداى تعالى او را برانداخت از زمين تنى بىروح تا بنى اسرايل [٩]را شكّ برخاست در هلاك او [١٠].آنگه گفت:و بسيارى مردمان از آيات
[١] .اساس:الان،چاپ مرحوم شعرانى:آلآن/ءالئن.
[٢] .آو،آج،بم،لب،آز:عن،مل:بر.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:الا.
[٤] .آج،لب،آز+از اين سورت،مل+در اين سورت.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:لحمر.
[٦] .مل،لب:نجوتى.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:منها.
[٨] .لب:يا.
[٩] .آو،آج،بم،لب،آز:بنى اسرائيليان.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها،بجز بم،مل:فرعون.