روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٣ - ترجمه
و معلوم است كه غروب الشّمس [١]موقوف نباشد بر نظر ناظر،و لكن چون بر جاى جواب افتاد مجزوم شد.
و ابو مسلم محمّد بن بحر الاصفهانىّ در اين آيت وجهى غريب گفت و نكو،و آن،آن است كه گفت:«لام» [٢]غرض است،و خداى تعالى آن مال كه ايشان [٣]را داد بر سبيل عقوبت و عذاب داد،على كفرهم المتقدّم،و ازآنكه دانست كه در مستقبل ايّام بر كفر اصرار كنند،و اين آيت جارى مجراى آن آيت باشد كه گفت: فَلاٰ تُعْجِبْكَ أَمْوٰالُهُمْ وَ لاٰ أَوْلاٰدُهُمْ إِنَّمٰا يُرِيدُ اللّٰهُ لِيُعَذِّبَهُمْ بِهٰا فِي الْحَيٰاةِ الدُّنْيٰا وَ تَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ وَ هُمْ كٰافِرُونَ [٤].پس موسى-عليه السّلام-گفت[:بار خدايا!مرا معلوم است كه تو اين مال و نعمت نه براى كرامت به اينان دادهاى بل بر سبيل عقوبت در دنيا مفتون شوند و در قيامت از ره بهشت گمراه] [٥].بار خدايا!اكنون اين مالها مطموس گردان و از اينان بستان تا حسرت شود در [٦]دلهاشان،و دلهاشان سخت كن تا بر اين حال مكروه ميرند،كه در سابق علم تو آن است كه:اينان ايمان نيارند مگر به قيامت كه عذاب ببينند و ملجأ شوند،و اين [٧]ايمانى بود كه سود ندارد،و اين جوابى قريب است[به صواب] [٨]-و اللّه اعلم بمراده.
حقتعالى گفت:دعاى شما كه موسى و هارونى به اجابت مقرون شد، قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمٰا ،اكنون شما به استقامت مشغول باشى.و بعضى دگر گفتند:خطاب با موسى است تنها،و عرب به لفظ تثنيه خطاب كند يك كس را على عادتهم المستمرّة،براى آنكه ايشان در بيشترين احوال در اسفار سه كس باشند:راكبى،و سايقى [٩]،و قائدى.پس ما دام هريكى از ايشان با دو كس خطاب كند،و از اين جا همه اشعار ايشان بدين لفظ است:خليلىّ و يا صاحبىّ و قفا [١٠]و اسمعا و بلّغا و مانند اين،و شاعر گفت:
فقلت لصاحبي لا تعجلانا
بنزع اصوله و اجتزّ شيحا
[١] .همۀ نسخه بدلها:غروب شمس.
[٢] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل و مج:لا.
[٣] .اساس:كايشان/كه ايشان.
[٤] .سورۀ توبه(٩)آيۀ ٥٥.
[٨] [٥] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ آو،و ديگر نسخه بدلها،افزوده شد.
[٦] .آو،بم:ور.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:آن.
[٩] .آو،آج،بم،آز:سابق.
[١٠] .اساس:و افقا،به قياس با نسخۀ آو،و تصحيح شد،مل:بعا،مج:فقا.