روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨١ - ترجمه
ثُمَّ لاٰ يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ،اى مظلما ملتبسا،پس نبايد تا كار شما بر شما پوشيده باشد،من قولهم:غمّ الهلال على النّاس إذ اشتبه،و قال طرفه:
لعمرك ما امري علىّ بغمّة
نهاري و لا ليلى علىّ بسرمد
و غمّ،از اينجاست كه دل را بپوشد،و غمام از اين جا گويند ابر را كه آسمان را بپوشد،و الغمّة و الغمّاء،الظّلام و السّتر،قالت الخنساء:
و ذي كربة ارخى ابن عمرو [١]خناقه
و عمّته عن وجهه فتجلّت
ثُمَّ اقْضُوا إِلَيَّ
،آنگه برانى بر من آنچه در دل دارى.و القضاء،الفراغ من الامر، يقال:قضى فلان اذا مات [٢]و قضى دينه اذا فرّغ منه.ضحّاك گفت:انهضوا الىّ،به كار من قيام كنى تا مرا از خود بازدارى،و فرّاء حكايت كرد از بعضى قرّاء كه خواند:ثمّ افضوا الىّ،به«فا»،و قطع«الف»من الافضاء،اى توجّهوا حتّى تصلوا الىّ،يقال:افضيت [٣]الخلافة الى فلان اذا وصلت [٤]اليه. وَ لاٰ تُنْظِرُونِ ،و مرا مهلت مدهى و تأخير مكنى.و فايدۀ آيت آن است كه خداى تعالى از نوح حكايت كرد كه او به اصرار قومش بر كفر و اضرار ايشان او را،به نصرت خداى تعالى [٥]واثق بود و از كيد قوم آمن [٦]به وعد خداى او را و اعلام او كه ايشان او را زيان و گزند نتوانند كردن.و در او،تسليۀ رسول است-عليه السّلام-و تقويت دل او.
قوله: فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ ،اين هم حكايت قول نوح است كه،نوح گفت قوم را:اگر برگردى از من و وعظ [٧]نشنوى و پند من نپذيرى،من بر اين دعوت كه شما را مىكنم اجرى و مزدى و جعلى طمع ندارم،اجر من و مزد [٨]من و ثواب من بر خداى است -جلّ جلاله-و مرا فرمودهاند تا:از جملۀ مسلمانان باشم و متابعت راى شما نكنم.و معنى آيت،اظهار غنى است از ايشان و آنكه بازمىنمايد كه:مرا در اين دعوت، غرض نفع شماست نه منفعت خود،و اگر مرا پاداشتى بودى [٩]جز بر خداى تعالى نيست
[١] .آو،آج،بم،آز:عمّى.
[٢] .مج:فات.
[٣] .اساس:افضت،به قياس با نسخۀ آج،تصحيح شد.
[٤] .اساس:واصلت،به قياس با نسخۀ آو،تصحيح شد.
[٥] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل،مج+و ثواب.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:ايمن.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:بجز مل،مج+من.
[٨] .مج:مژد.
[٩] .اساس:بودمى،به قياس با نسخۀ آج،تصحيح شد.