روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠٦ - ترجمه
مرگ به ايشان رسيدى.
مجاهد گفت:اين،آن باشد كه مرد در وقت ضجارت بر خود و اهل و مال و ولد خود نفرين كند و گويد:لا بارك اللّه فيك و عجّل اللّه هلاكك و دمر اللّه عليك،و آنچه بدين ماند خداى تعالى گفت:من اين دعا به تعجيل اجابت نكنم كه دانم كه اين دعا نه از دل كند [١]،به وقت دوم پشيمان باشد و قتاده هم اين گفت.
شهر بن حوشب گفت:در بعضى كتب خواندهام كه،خداى تعالى فريشتگان موكّل را گويد:آنچه بندۀ من در حال ضجارت گويد،بر او منويسى[و مثله فى المعنى قوله: وَ يَدْعُ الْإِنْسٰانُ بِالشَّرِّ دُعٰاءَهُ بِالْخَيْرِ وَ كٰانَ الْإِنْسٰانُ عَجُولاً [٢]] [٣]،و قوله: لَقُضِيَ إِلَيْهِمْ أَجَلُهُمْ ،عامّۀ قرّاء خواندند: لَقُضِيَ إِلَيْهِمْ ،بر فعل مجهول،و رفع [اجل،مگر ابن عامر و يعقوب،و در شاذّ عوف و عيسى كه ايشان خواندند:لقضى اليهم] [٤]اجلهم،بر فعل مستوى،اسنادا الى اسم اللّه تعالى،و نصب اجل بوقوع الفعل عليه [٥].و اعمش خواند:لقضينا اليهم اجلهم،و در مصحف عبد اللّه مسعود چنين است.و بعضى مفسّران گفتند:آيت در نضر بن الحارث آمد آنجا كه دعا كرد:
اَللّٰهُمَّ إِنْ كٰانَ هٰذٰا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنٰا حِجٰارَةً مِنَ السَّمٰاءِ [٦] -الآية،و «لام»فى قوله: لَقُضِيَ ،جواب«لو»است،و«لو»چون در اثبات شود و جوابش هم اثبات باشد به معنى امتناع چيزى بود از براى امتناع چيزى ديگر،چنان كه در آيت هست،و قوله: اِسْتِعْجٰالَهُمْ ،نصب او بر مصدرى است لا من لفظ الفعل،و اضافت مصدر با مفعول است،و مثله قولهم [٧]:ضربته [٨]ضرب زيد عمرو،اى ضربا مثل ضرب عمرو زيدا،و قوله: إِلَيْهِمْ ،براى آن گفت كه در قضى معنى فرغ مضمر كرد و او را به الى [٩]تعديه كنند،و مثله قوله: لِلَّذِينَ يُؤْلُونَ مِنْ نِسٰائِهِمْ... [١٠]،براى آنكه در اين [١١]«ايلاء»،معنى تبعيد است،چون اين معنى در او تضمين كرد تعديه كرد
[١] .آو،آج،بم:كنند.
[٢] .سورۀ بنى اسرائيل(١٧)آيۀ ١١.
[٤] [٣] .اساس:افتادگى دارد،از آو،افزوده شد.
[٥] .آو،آج،بم،مج،آز:اليه.
[٦] .سورۀ انفال(٨)آيۀ ٣٢.
[٧] .اساس:قوله،به قياس با نسخۀ آو،تصحيح شد.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:ضربه.
[٩] .آو،آج،بم،آز:على.
[١٠] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢٢٦.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:آن.