روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٩٣ - سورۀ البقرة
امير كردم بر اينان.گفتند:يا رسول اللّه!اين جوان را چگونه بر ما پيران امير مىكنى؟ گفت:
معه سورة البقرة ،او سورة البقره داند و شما ندانيد [١].يا عجب!اگر جوانى سورتى داند [٢]كه پيران ندانستند،استحقاق امارت يافت بر ايشان.[پس جوانمردى كه بيرون ازآنكه جملۀ سور قرآن داند،و داند كه] [٣]،و مجمل كدام و مفصّل كدام،و بيرون از آن،از تورات و انجيل و زبور حكم كند در ميان اهلش،عجب باشد اگر[مستحق امارت و امامت بود] [٤]! اميرالمؤمنين -عليه السّلام-روايت كند كه،رسول-عليه السّلام-گفت:
يا علىّ أنا سيّد ولد آدم و انت سيّد العرب ،گفت:من سيّد ولد آدمم،و تو سيّد عربى، و سلمان سيّد پارس است،و صهيب سيّد روميان،و بلال سيّد حبشه است.و طور سيّد كوههاست،و سدره سيّد درختان است،و سيّد ماهها ماه حرام است [٥]،و سيّد كلامها قرآن است،و سيّد قرآن سورة البقره،و سيّد سورة البقره آية الكرسىّ است.يا على!در اين آيه پنجاه كلمه است،در هر كلمتى شرفى و ذكرى هست [٦].
قوله [٧]:الم [٨]،بدان كه:علما چند قول گفتند در آنكه سبب چيست كه خداى تعالى در اوّل اين سورتها حروف مقطّع گفت:بعضى گفتند:سبب آن بود كه چون رسول-عليه السّلام-قرآن خواندى،جماعت [٩]مشركان بيامدندى و مجمع ساختندى و شعر خواندندى و سمر گفتندى و لغط تا مردمان آواز رسول نشنوند[و حلاوت [١٠]و طلاوت [١١]]كلام قديم-جلّ جلاله-در نيابند و ندانند و رغبت نكنند در اسلام،چنان كه قديم-جلّ جلاله-از ايشان حكايت كرد:
[١] .وز:ندانى/ندانيد.
[٢] .مج،وز:دانست.
[٣] [٤] .اساس:بريدگى دارد،از مج افزوده شد.
[٥] .مب،مر:و محرّم سيد ماههاست.
[٦] .دب،آج،لب+و اللّه تعالى و تقدّس الموفّق للصّواب،مب،مر+و اللّه اعلم بالصّواب.
[٧] .آج،لب،فق،مب،مر+تعالى.
[٨] .همۀ نسخه بدلها،بجز مج،دب،وز+ ذٰلِكَ الْكِتٰابُ لاٰ رَيْبَ فِيهِ .
[٩] .مب،مر:جماعتى از.
[١٠] .دب،آج،لب،فق+لطافت.
[١١] .دب،آج،لب،فق:طراوت.