روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨٧ - ترجمه
وَ أَضَلَّهُمُ السّٰامِرِيُّ [١] .مردم مفتتن گشتند و هژده [٢]هزار مرد از بنى اسرايل گوسالهپرست شدند، و چندان كه هارون گفت نشنيدند،و گفتند:ما از اين بازنگرديم تا موسى با نزديك ما نيايد،چنان كه خداى تعالى از ايشان بازگفت: قٰالُوا لَنْ نَبْرَحَ عَلَيْهِ عٰاكِفِينَ حَتّٰى يَرْجِعَ إِلَيْنٰا مُوسىٰ [٣].
و شبهۀ ديگر برايشان آن بود كه:موسى-عليه السّلام-ايشان را گفت:من مىروم تا چهل روز،ايشان ندانستند بشنيدن شب و روز به حساب در آوردند،چون بيست روز بگذشت گفتند:موسى وعده خلاف كرد،اين به قوّت قول سامرى شد ايشان را.
قوله: ثُمَّ عَفَوْنٰا عَنْكُمْ ،عفو و صفح و تجاوز و مغفرت نظايرند،و نقيض او عقوبت باشد.و در اصل و اشتقاق [٤]عفو دو قول گفتهاند:يكى آنكه عفو ترك باشد، يعنى تركنا معاجلتكم بالعقوبة،من
قول النبىّ-عليه السّلام: احفوا الشّوارب و اعفوا اللّحى ،شوارب بگيرى كه سنّت اين است و محاسن رها كنى و بگذارى،«حتّى يعفو»،اى يكثر،من قولهم:عفا النّبت اذا كثر،و اعفيته كثرته.
و قولى دگر آن است كه: عَفَوْنٰا عَنْكُمْ ،تجاوزنا عن ذنبكم،من عفا الشّىء اذا درس،اى غفرنا لكم و كفّرنا عنكم سيّئاتكم،از سر گناه شما در گذشتيم و آن را مكفّر و ناپديد كرديم،يعنى توبۀ ايشان قبول كرديم چون توبه كردند.و آيت دليل مىكند بر آنكه خداى تعالى به قبول توبه متفضّل است،براى آنكه آيت وارد است مورد منّت،و اگر واجب بودى بر خداى تعالى به فعل واجب منّت ننهادى برايشان.
مِنْ بَعْدِ ذٰلِكَ ،قيل:من بعد ذلك الزّمان،پس از آنوقت.و گفتهاند:من بعد عبادة العجل،پس از پرستيدن گوساله. لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ،و اين براى آن كردم تا شما همانا شاكر شوى و شكر من گويى.و كلام در«لعلّ»از خداى تعالى بيان كرده شد، [٨٥-ر]و حدّ شكر گفتيم كه:اعتراف به نعمت باشد با [٥]ضربى تعظيم.
و علما را در شكر سخن بسيار است:
[١] .سورۀ طه(٢٠)آيۀ ٨٧.
[٢] .مر:هيژده.
[٣] .سورۀ طه(٢٠)آيۀ ٩١.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:اشتقاق.
[٥] .مر:يا.