روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٢٣ - ترجمه
شاعر مىگويد:
امن ريحانة الدّاعى السّميع
يؤرقني و أصحابي هجوع
اى المسمع.
بِمٰا كٰانُوا يَكْذِبُونَ ،«با» [١]بدل و مجازات راست،و«ما»مصدريّه است،اى بكذبهم،يعنى به بدل و جزاى دروغ ايشان عذابى باشد ايشان را بهدردآرنده.
وَ إِذٰا قِيلَ لَهُمْ ،«اذا»ظرف زمان مستقبل باشد و«قيل»در اصل«قول»بوده است،نقل كسرۀ«واو»كردند با«قاف»براى استثقال را و براى كسرۀ«قاف»، «واو»را«ياء»كردند،«قيل»شد.و اين لغت عامّۀ عرب است و قرائت جملۀ قرّاء،مگر كسائى و يعقوب كه ايشان خوانند:«قيل»،به اشمام ضمّه،اشارت به اصل.و در جملۀ اخوات او از«غيض» [٢]،و«حيل»،و«جيء»و«سيئت»،و «سيق»،و اين فعل را ما لم يسمّ فاعله خوانند،و فعل مجهول خوانند. وَ إِذٰا قِيلَ لَهُمْ، چون گويند ايشان را-يعنى منافقان را-كه در آيات مقدّم ذكر ايشان رفته است.
لاٰ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ ،اصل«فساد»تغيّر بود از حال استقامت،تقول:فسد [الأمر] [٣]و فسد الرّجل.و«افساد»،احداث فساد بود،و«فساد»،ضدّ صلاح بود،و معنى اين بر دو وجه بود:يكى بر وجه انكار و جحود،چو [٤]ايشان را گفتندى:در زمين فساد مكنيد،گفتند:ما نه چنينيم كه شما گفتى، إِنَّمٰا نَحْنُ مُصْلِحُونَ ،بل ما مصلحانيم.و وجه دوم آن است كه:ما مصلحانيم به نزديك ما و به اعتقاد ما.و معنى «صلاح»،نفع باشد،و در استقامت حال به كار دارند.و«صالح»مستقيم الحال [٢٧-پ]باشد.و«مصلح»مقوّم كار باشد.و«ارض»،اين مستقرّ حيوان است،و «ارض»نيز قوائم چهار پاى بود،من قول الشّاعر:
و أحمر كالدّيباج أمّا سماؤه
فخصب و أمّا أرضه فمحول
و أرض،رعدة بود.
[١] .مر+از براى.
[٢] .اساس:غيظ،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٣] .اساس:ندارد،از مج افزوده شد.
[٤] .مب،مر:چون.