روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٩٦ - ترجمه
از اميرالمؤمنين على-عليه السّلام-روايت كردند كه او گفت:
لكلّ كتاب صفوة و صفوة القرءان حروف التّهجّي ،گفت:هر كتابى را گزيدهاى و خالصهاى هست،و خالصۀ قرآن،اين حروف مقطّع است.
عبد اللّه عبّاس گويد:قسم است.خداى تعالى سوگند مىخورد [١]براى آنكه كلام او از اين حروف منظوم است.قولى ديگر از او آن است كه:ثنايى است كه خداى بر خود مىگويد.
سعيد جبير گويد:نامهاى خداست اگر مردم تأليف آن بدانند كردن،نبينى كه «الر»و«حم»و«نون» [٢]چون جمع كنى(الرحمن)باشد.
قتاده مىگويد:از [٣]نامهاى قرآن است.عبد الرّحمن زيد اسلم مىگويد:نام سورت است.قولى ديگر از عبد اللّه عبّاس آن است كه:اين حروفى است مأخوذ از نامهاى خداى تعالى،چنان كه:كهيعص [٤]،«كاف»از كافى است،و«ها» از هادى است،و«يا»از حكيم است،«عين»از عليم است،و«صاد»از صادق است.
بعضى ديگر گفتند:خداى تعالى عبارت كرد از جملۀ حروف هجا به بعضى، چنان كه گويند:فلان«ا،ب،ت،ث»مىآموزد،و مراد جمله باشد،و ابجد مىآموزد و مراد جمله باشد،و مراد آن است كه:كتاب از اين حروف است-چنان كه برفت-و بر اين ابيات [٥]بسيار استشهاد كردند،منها [٦]:
قلنا لها قفي لنا قالت قاف
لا تحسبي إنّا نسينا الايجاف
شاعر خواست تا«وقفت»گويد،به يك حرف قناعت كرد،گفت:«ق [٧]»،و عرب عبارت كند از جمله چيزى به بعضى،نبينى خداى تعالى مىگويد: وَ إِذٰا قِيلَ لَهُمُ ارْكَعُوا لاٰ يَرْكَعُونَ [٨]،چون گويند ايشان را ركوع كنى [٩]،يعنى نماز كنى [١٠]،به ركوع
[١] .همۀ نسخه بدلها+به اين حروف.
[٢] .مب:ن.
[٣] .دب:اين،آج،لب،فق:آن.
[٤] .سورۀ مريم(١٩)آيۀ ١.
[٥] .مج،دب،آج،لب،فق،وز:به ابيات،مب،مر:بر اين باب ابيات.
[٦] .لب،فق+قول الشّاعر.
[٧] .دب،لب،فق،وز:قاف/ق.
[٨] .سورۀ مرسلات(٧٧)آيۀ ٤٨.
[٩] [١٠] .كنى/كنيد.