روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٨ - در نامهاى قرآن و معانى آن
عموم را و خصوص را،و مشترك بود ميان هر دو.و كلام در اين باب از جمله اصول الفقه باشد،اين جايگه احتمال نكند شرح آن دادن،چون به موضع حاجت رسيم بدو و آنچه لايق باشد در او گفته شود-انشاءاللّه تعالى.
فصل
در نامهاى قرآن و معانى آن
بدان كه:خداى تعالى اين كتاب را در قرآن به چند نام بر خواند:«قرآن»ش خواند و«فرقان»و«كتاب»و«ذكر»و«تنزيل»و«حديث»و«موعظه»و «تذكره»و«حكم»و«ذكرى»و«حكمت»و«حكيم»«مهيمن»و«شافى»و «هدى»و«هادى»و«صراط مستقيم»و«نور»و«حبل»،و«رحمة»،و«روح» و«قصص»و«حق»و«بيان»و«تبيان»و«بصائر»و«فصل»و«عصمة»و «مبارك»و«نجوم»و«مجيد»و«عزيز»و«كريم»و«عظيم»و«سراج منير»و «بشير و نذير»و«عجب»و«قيّم»و«مبين»و«نعمة»و«علىّ»و ما هريكى را بگوييم كه كجاست [١].
امّا«قرآن»في قوله تعالى: إِنَّ هٰذَا الْقُرْآنَ يَقُصُّ عَلىٰ[بَنِي إِسْرٰائِيلَ [٢]...و في قوله: شَهْرُ رَمَضٰانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ [٣]...،و امثال او بسيار است] [٤].
مفسّران خلاف [٥]كردند در معنيش.عبد اللّه عبّاس مىگويد:مصدر«قرأ يقرأ» است،چون:رجحان و نقصان و خسران.و معنيش اتّباع بود،و معنى[٢-پ]تلاوت هم اين باشد براى آنكه خواننده تتبّع حروف مىكند كه [٦]حال خواندن.و قرائت و تلاوت به يك معنى باشد،و قتاده مىگويد:اصل او«من قرأت الشّىء»اذا جمعته و ضممت بعضه الى بعض»،و اصل او از جمع باشد،چنان كه عمرو بن كلثوم گفت
[١] .همۀ نسخه بدلها،بجز فق:كجا گفت.
[٢] .سورۀ نمل(٢٧)آيۀ ٧٦.
[٣] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ١٨٥.
[٤] .اساس:ندارد،از مج افزوده شد.
[٥] .آج،لب،فق،مب،مر:اختلاف.
[٦] .كذا:در اساس،ديگر نسخه بدلها:در.