روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦٩ - ترجمه
و عبد اللّه بن عبّاس و عبد اللّه بن زبير،و ابو الدّرداء روايت مىكنند كه:اين [١]نام مهترين [٢]نام خداى-جلّ و عزّ.
و در خبر مىآيد كه:رسول-صلّى اللّه عليه و آله-گفت:هركه او هفت بار بگويد:
يا اللّه يا ربّ، هر حاجت كه از پس آن خواهد،به اجابت مقرون بود.
و در خبرى ديگر مىآيد كه:هركس كه حاجتى دارد به خداى تعالى،پنج بار بگويد:ربّنا،اجابت آيد،و مصداق اين در كتاب مجيد هست،في قوله تعالى: رَبَّنٰا مٰا خَلَقْتَ هٰذٰا بٰاطِلاً سُبْحٰانَكَ [٣]... ،تا به آخر آيات،پنج بار هست«ربّنا»آنگه گفت: فَاسْتَجٰابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ [٤].
و در خبرى ديگر هست كه:چون بنده دستها به خداى تعالى بردارد و از [٥]نياز سهبار بگويد:«يا ربّ»!خداى تعالى دستهاى او از رحمت پر گرداند.
و در خبرى ديگر هست كه:چون بنده گويد:«يا ربّ»!خداى تعالى گويد:
«لبيك».چون دومبار و سيومبار بگويد،حقتعالى گويد:«لبّيك»بندۀ من،
سل تعط ،بخواه تا بدهندت.
و در خبر [٦]هست كه:مردى به نزديك صادق آمد-عليه السّلام.گفت:يا بن رسول اللّه!مرا خبر ده از نام مهترين [٧]خدا.و در پيش او حوضى آب بود،و روزى [٨]سرد بود،مرد را گفت:در اين حوض [٩]رو و غسل كن تا تو را خبر كنم [١٠].مرد در آب رفت و ساعتى بود،چون خواست كه به درآيد [١١]كسان [١٢]خود را گفت رها مكنى [١٣].
مرد ساعتى بود سردش شد،گفت:يا ربّ اغثني،بار خدايا به فرياد من رس! صادق-عليه السّلام-گفت:اين است كه گفتى،كه بنده در وقت درماندگى كه خداى تعالى را به اين نام بخواند،خداى تعالى او را فرياد رسد.
[١] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+نام.
[٢] [٧] .مب،مر:مهين.
[٣] .آل عمران(٣)آيۀ ١٩١.
[٤] .سورۀ آل عمران(٣)آيۀ ١٩٥.
[٥] .مب،مر-روى.
[٦] .آج،لب،فق،مب،مر+ى ديگر.
[٨] .مب،مر+سخت.
[٩] .همۀ نسخه بدلها،بجز وز+آب.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:دهم.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:برآيد.
[١٢] .دب،اج،لب،فق،مب،مر:امام كسان.
[١٣] .مكنى/مكنيد.