روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦ - در اقسام قرآن
شود بر زوال مثل حكم ثابت به نصّ در مستقبل آن را نسخ نخوانند.نبينى كه مكلّف چون عاجز شود يا عقلش زائل شود،عبادات از او ساقط گردد به دليل عقل،و آن را ناسخ نخوانند،و براى آن گفتيم كه:به زوال مثل حكم،و نگفتيم بر زوال حكم، براى آنكه اگر نفس به [١]آنچه بدو امر كرده باشد منسوخ كند بدا باشد،و بدا بر خداى تعالى روا نبود.
و براى آن گفتيم كه:حكم بايد كه ثابت بود به نصّ شرعى،كه آنچه به دليل عقل ثابت شود،چون شرع آن را زائل كند،آن را نسخ نخوانند و نگويند حكم عقل را منسوخ بكرد.نبينى كه«نماز»و«طواف»و«سعى»و مانند اين در عقل نيكو نيست،چون شرع آمد و تعبّد كرد ما را به اين نگويند اين دليل شرعى حكم عقل را منسوخ كرد.و اعتبار تراخى براى آن كرديم كه آنچه مقارن بود از أدلّه،ناسخ نبود،و بود كه مخصّص بود،نبينى كه اگر گويد:«اقتلوا المشركين الّا اليهود»اين تخصيص عموم باشد[٢-ر]،نسخ نباشد،و نسخ در امرونهى شود و در خبرى [٢]كه تغيّر [٣]بر وى روا بود يا متضمّن بود معنى امرونهى را.
اكنون دخول نسخ در آيات قرآن بر سه وجه است:يكى آنكه [٤]حكم منسوخ بود و تلاوت بر جاى،چو آيت عدّة يك سال،في قوله تعالى: وَ الَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنْكُمْ وَ يَذَرُونَ أَزْوٰاجاً وَصِيَّةً لِأَزْوٰاجِهِمْ مَتٰاعاً إِلَى الْحَوْلِ غَيْرَ إِخْرٰاجٍ [٥]...،پس خداى تعالى اين عدّة يك سال [٦]به چهار ماه و ده روز منسوخ كرد،في قوله: وَ الَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنْكُمْ وَ يَذَرُونَ أَزْوٰاجاً يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً [٧]...،و چون آيت نجوى،في قوله تعالى: يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذٰا نٰاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوٰاكُمْ صَدَقَةً [٨]...،چون [٩]آيت بيامد و مردم از رسول-عليه السّلام-دور شدند و اميرالمؤمنين - عليه السلام-ده درم به ده بار به صدقه داد و ملازمت كرد با رسول-عليه السّلام-چنان كه در جاى خود بيايد-انشاءاللّه تعالى-حقتعالى اين حكم [١٠]منسوخ كرد بقوله
[١] .همۀ نسخه بدلها:ندارد.
[٢] .مج،آج،لب،فق،وز،مب:چيزى.
[٣] .مج،آج،لب،مر:تغيير،دب،مب:تفسير.
[٤] .همۀ نسخه بدلها+است.
[٥] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢٤٠.
[٦] .دب،مب،مر+را،وز:يكساله.
[٧] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢٣٤.
[٨] .سورۀ مجادله(٥٨)آيۀ ١٢.
[٩] .آج،لب،فق،مب،مر+اين.
[١٠] .دب،مب،مر+را.