روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢١
وَ مَنْ يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ [١]... ،و ولّيت كذا و تولّيته اذا فعلته بنفسك و لم تكله الى غيرك.پس به آن ماند اين جا كه تفعيل از اين فعل از [٢]كار كسى ديگر است،و تولّى فعل تو و،تولّى [٣]استدبار و اعراض بود،چنان كه گفت: وَ تَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ [٤].
مِنْ بَعْدِ ذٰلِكَ ،از پس آن.«ذلك»،اشارت است الى قوله: مٰا آتَيْنٰاكُمْ ،و اولىتر آن است كه اشارت بود به جملۀ آنچه در آيت مقدّم بر شمرد از اخذ ميثاق و رفع طور بر بالاى سر ايشان.و انزال تورات و آيات او،و گفتن او كه: خُذُوا مٰا آتَيْنٰاكُمْ بِقُوَّةٍ وَ اذْكُرُوا مٰا فِيهِ ،تا فايده را مشتمل بود. فَلَوْ لاٰ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ لَكُنْتُمْ مِنَ الْخٰاسِرِينَ ،و اگر نه فضل و نعمت خداى تعالى و رحمت او بودى به قبول توبه شما،از نكث و نقض عهد،شما از جملۀ زيانكاران بودى.و اصل خسران نقصان بود،و گفتهاند:من الهالكين،شما هلاك شده بودى اگر نه خداى تعالى شما را دريافتى به رحمت.
و ابو العاليه گفت:مراد به«فضل اللّه»،اسلام است و به«رحمت»قرآن،و آيت دليل نكند بر آنكه آنان كه هالك و خاسر شدند،فضل و رحمت خدا به ايشان نرسيد،چه اين هر دو شامل است جملۀ خلق را،براى آنكه اين دليل الخطاب باشد و آن باطل است به نزديك بيشتر اهل علم،و روا بود كه مراد به«فضل»و«رحمت» رفع عذاب بود از ايشان و امهال ايشان تا توبه كردند و خويشتن برهانيدند از عذاب عاجل عند رفع الجبل فوقهم.
وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِينَ اعْتَدَوْا مِنْكُمْ فِي السَّبْتِ ،خطاب در اين آيت و جملۀ آيات مقدّم با اهل كتاب عهد رسول است-صلوات اللّه عليه و على آله-و مراد پدران ايشان،چنان كه برفت در آياتى كه پيش از اين است.گفت:بدانستهاى [٥]حال آنان كه اعتدا كردند،و اعتدا و تعدّي مجاوزة الحدّ باشد،و«عدو»كه دويدن است مجاوزة [٩٦-ر]قدر المشى باشد،و عدوى كه اسم تعدّي است از اين جا باشد،و عداوت كه دشمنى است هم از اينجاست. فِي السَّبْتِ ،اصل كلمه قطعة من الدّهر باشد،
[١] .سورۀ انفال(٨)آيۀ ١٦.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:ندارد.
[٣] .مب+فعل.
[٤] .سورۀ توبه(٩)آيۀ ٧٦.
[٥] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:ندانستهاى.