روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣١ - سورة فاتحة الكتاب
شدندى.پس از براى اين معانى،اين سوره را«امّالكتاب»خوانند.
امّا«سبع مثانى»اش براى آن خوانند كه هفت آيت است.و در«مثانى»چند قول گفتند:يكى آنكه براى آنش مثانى خواند [١]كه الفاظ مثنّى و مكرّر در او چندى هست،چون:رحمان و رحيم [٢]،و ايّاك نعبد و ايّاك نستعين،و صراط و صراط،و عليهم،و عليهم و قولى ديگر آن است كه:براى آتش«مثانى»خواند [٣]كه در هر نمازى دو بار بايد خواندن،و قولى ديگر آن است كه:براى آنش«مثانى»خواند [٤]كه دو بار فرود آمد:يكبار به مكّه،و يكبار به مدينه.
امّا«وافيه»،براى آن خواند [٥]كه اين سوره به مذهب صحيح [٦]فقيه روا نباشد كه مبعّض كنند در نماز،و ديگر سورتها روا باشد كه بعضى بخوانند به نزديك فقها در فرائض و به نزديك ما در نوافل،و اين معنى در اين سوره صورت نبندد به اتّفاق.
امّا«كافيه»:عفيف بن سالم [٧]گويد،از عبد اللّه بن يحيى بن كثير پرسيدم كه:
مأموم در قفاى امام فاتحه خواند يا نه؟گفت:«كافيه»مىگويى؟گفتم:«كافيه» چه باشد؟گفت:فاتحه.گفتم:چراش كافيه خوانند [٨]؟گفت:براى آنكه آن كفايت كند از جز آن،و هيچ سوره از او كفايت نكند.و تصديق اين قول آن است كه روايت كردند از عبادة بن الصّامت كه رسول-عليه السّلام-گفت:
امّ القرآن عوض من غيرها و ليس غيرها منها عوضا.
امّا«اساس»:وكيع روايت كند كه مردى به نزديك شعبى آمد و در او [٩]بناليد از درد پهلو.شعبى گفت:عليك به اساس القرآن.قال:و ما اساس القرآن؟قال:
فاتحة الكتاب.گفت:برو اساس قرآن بر وى خوان [١٠].گفت:اساس قرآن چه باشد؟ گفت:سورة الحمد.
آنگه گفت،از عبد اللّه عبّاس شنيدم كه او گفت:هر چيز [١١]را اساسى هست،و
[١] .مج،آج،لب،مب،مر:خوانند،دب:گفتند.
[٢] .دب،آج،لب،فق:رحمان الرحيم،مج،وز:رحمان رحيم،مب،مر:الرّحمن الرّحيم.
[٣] .مج،آج،لب،فق،مب،مر:خوانند.
[٤] .مج،آج،لب،فق:خوانند.
[٥] .دب،آج،لب،فق،وز،مب،مر:خوانند.
[٦] .مج،دب،آج،وز:هيچ.
[٧] .چاپ شعرانى(١٨/١):عفيف بن عالم.
[٨] .مج،دب،آج،لب،فق،وز:خواندى،مب،مر:گفتى.
[٩] .مج،وز:و دو.
[١٠] .مج،آج،لب،فق،وز،مر+مرد.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:چيزى.