روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤ - الاستعاذة
و جبذ»،و«ضب و بضّ».و اصل«سفر»هم كشف بود،«سفرت المرأة»آن باشد كه رو [١]بازگشايد،و«اسفر الصّبح»آن باشد كه صبح روشن شد.
امّا«تأويل»صرف آيت باشد با معنى كه محتمل باشد آن را موافق ادلّه و قرائن،و اصل او از«اول»باشد و آن رجوع بود،يقال:اوّلته فآل [٢]،اى صرّفته فانصرف.و گفتهاند:اصل او از«ايالت»بود و آن سياست باشد،يقول العرب:النا و إيل علينا،اى سسنا و ساسنا غيرنا.پس مأوّل آيت سائس او باشد و عالم به آنكه به جاى خود بنهد.
و فرق از ميان تفسير و تأويل آن است كه تفسير،علم سبب نزول آيت باشد و علم به مراد خداى تعالى،از [٣]لفظ تعاطى آن نتوان كردن الّا از سماع و آثار،و تأويل چون كسى عالم باشد به لغت عرب و علم اصول را متقن باشد،او را بود كه حمل كند آيت را بر محتملات لغت چون قدحى [٤]نخواهد كردن در اصول و قطع نكند بر مراد خداى تعالى الّا به دليل.اين جملهاى است از مقدّمات تفسير كه لا بدّ باشد از شناختن او پيش ازآنكه خوض كند [٥]در وى.و پس از اين ابتدا كنيم به فاتحة الكتاب-بتوفيق اللّه و حسن [٦]معونته.
الاستعاذة
بدان كه [٧]:از جملۀ حقوق و اوامر خداى تعالى ما را در حقّ قرآن يكى استعاذت است،من قوله تعالى: فَإِذٰا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللّٰهِ مِنَ الشَّيْطٰانِ الرَّجِيمِ [٨].
بعضى گفتند:اين امر واجب است،و آن اصحاب ظاهراند[٥-ر]و درست آن است كه اين امر سنّت است.
[١] .دب:روى به روى،مب:روزى.
[٢] .آج،لب:فتأوّل.
[٣] .همۀ نسخه بدلها+آن.
[٤] .چاپ شعرانى(١٤/١)قطع.
[٥] .آج،لب،فق،وز،مر:كنند.
[٦] .آج،لب،فق+توفيقه و.
[٧] .مب،مر+يكى.
[٨] .سورۀ نحل(١٦)آيۀ ٩٨.