روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٢٤ - ترجمه
خداى تعالى گفت: اِهْبِطُوا ،فروشوى از اين جا،و اين لفظ دليل آن است كه بهشت بر آسمان است.و«هبوط»و«نزول»،و«وقوع»،نظاير باشند،و ضدّ او «صعود»بود.و«هبوط»،زمين نشيب بود،و«صعود»،زمين بالا بود.
بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ،خطاب است آدم را و حوّا را و ابليس را،و برآن قول كه گفت:در دهن مار شد ابليس،خطاب مار باشد همچنين.و اين جمله در محلّ حال باشد،اى في حال عداوة بعضكم بعضا.نبينى كه شيطان و مار دشمن بنى آدم باشند،و بنى آدم دشمن ايشان.و اصل«عدوّ»،از«تعدّى»گرفته است،چه دشمن متعدّى باشد از ره دوستى و استقامت،و عدوان مجاوزة الحدّ باشد،و منه قوله تعالى:
فَيَسُبُّوا اللّٰهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ [١]... ،اى عدوانا و ظلما.و دويدن را براى آن«عدو»خوانند كه از حدّ رفتن در گذشته باشد،و امر كه باشد به هبوط مجرّد باشد،نه به عداوت.و «عداوت»،حال بود از مفعول به،چنان كه:ضربت زيدا مجرّدا من ثيابه،واجب نباشد كه زننده او را برهنه كرده باشد،و چنان كه:الق زيدا و هو قائم،مراد نه آن است كه زيد را به پاى كن [٢]و آنگه او را ببين [٣].
وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ ،گفتند:«مستقرّ»،مصدر است،و گفتند:قرارگاه است،و هر بنا كه زايد باشد بر ثلاثى،لفظ مصدر و مفعول و موضع در او متساوى بود،كما قال: رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ [٤]... ،و كما قال تعالى: هٰذٰا مُغْتَسَلٌ بٰارِدٌ وَ شَرٰابٌ [٥][٦٣-پ].
وَ مَتٰاعٌ إِلىٰ حِينٍ ،يعنى تا زنده باشى [٦]پشت زمين جاى شما باشد،چون بميرى،شكم زمين جاى شماست،چنان كه دگر جا گفت: أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ كِفٰاتاً، أَحْيٰاءً وَ أَمْوٰاتاً [٧].و متاع،تمتّع باشد،و برخوردارى از [٨]متاع دنيا از اينجاست،و نكاح متعه از اينجاست،و متعة المطلّقة الّتي لم يفرض لها صداق،في
[١] .سورۀ انعام(٦)آيۀ ١٠٨.
[٢] .آج،لب،مب:كنى،فق:به پا مىكنى.
[٣] .آج،لب،فق،مب،مر:ببينى.
[٤] .سورۀ بنى اسرائيل(١٧)آيۀ ٨٠.
[٥] .سورۀ ص(٣٨)آيۀ ٤٢.
[٦] .مب،مر:باشيد.
[٧] .سورۀ مرسلات(٧٧)آيۀ ٢٥ و ٢٦.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:و.