روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢١٩ - ترجمه
هفتم است،و آن است كه رسول-عليه السّلام-در شب معراج در او رفت و بگرديد و گفت:
عرضت علىّ الجنّة حتّى هممت ان اقطف من ثمارها [١]و عرضت علىّ النّار حتّى اتّقيت حرّها بيدي.
علما خلاف كردند در آنكه،لفظ«أسكن»و لفظ«و كلا»امر است يا اباحت،بعضى گفتند:هر دو امر است و بعضى گفتند:هر دو اباحت است،و به صواب اين نزديكتر است كه،«اسكن»امر است،«و كلا»اباحت،براى آنكه خداى تعالى آن را مريد بود،و اين را دليل نيست كه مريد بود،و امر كه امر شود به ارادت آمر مأمور به را امر شود.
منها،كنايت راجع است با جنّت.رغدا،«رغد»،فراخ و بسيار خير بود، يقال:عيش رغد و رغيد،قال الشّاعر:
بينما المرء تراه ناعما
يأمن الاحداث في عيش رغد
وَ لاٰ تَقْرَبٰا
،يقال:قربت منه أقرب قربا و قربته أقربه قربانا،فعل از او لازم بود،و فعل متعدّى.
علما خلاف كردند كه ايشان منهى از خوردن از آن درخت بودند يا از پيرامن آن گشتن.درست آن است كه:ايشان را منع كه كردند،از خوردن كردند،و اين بر سبيل مبالغه فرمود خداى تعالى،چنان كه يكى از ما گويد:نگر تا گرد فلان كار نگردى!يعنى آن كار نكنى.و اين لفظ صورت نهى دارد و معنى امر است،[چنان كه] [٢]: اِعْمَلُوا مٰا شِئْتُمْ [٣]... ،صورت امر دارد و معنى نهى است.پس معنى وَ لاٰ تَقْرَبٰا ، آن است كه:اتركا و اهجرا.
و براى آن گفتيم كه امر از حكيم بر دو وجه باشد:به واجب و به مندوب،و مراد اين جا امر به مندوب است،و نشايد كه بر ظاهر حمل كنند و گويند:نهى است،براى آنكه نهى به كراهت ناهى منهىّ عنه را نهى شود،و حكيم نهى نكند
[١] .همۀ نسخه بدلها:ثمراتها.
[٢] .اساس:ندارد،از مج افزوده شد.
[٣] .سورۀ فصّلت(٤١)آيۀ ٤٠.