روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٤ - ترجمه
و آسمان ششم بر لون ياقوت سرخ آفريد و نامش«غاروس» [١]است و آن،جاى كر و بيان است،جند اللّه الاكبر،لشكر مهترين خداى،و در آنجا هفتاد هزار فريشتهاند خداى را تعالى،هر فريشتهاى را هفتاد هزار فريشتۀ [٢]زيردستند،و آن [٣]فريشتگانند كه خداى تعالى ايشان را به مصالح بندگان و كارهاى دنيا بفرستد.
و آسمان هفتم از درّ سپيد بيافريد،و نام او«رفيع»است،در آنجا خداى را تعالى هفتصد [٤]هزار فريشته است،هريكى از ايشان چندان زيردستان دارند از فريشتگان كه عدد قطرۀ [٥]باران و ريگ بيابان و برگ درختان.و از آسمان هفتم تا جايى كه آن را«مرمويا»گويند،پانصدساله راه است.در آنجا رؤساء الملائكه باشند با عظم خلق،و حملة العرش از ايشانند،عبادت ايشان نظر در عرش است.يك ساعت نظر [٦]از عرش بر نگيرند،و آواز به تسبيح و تهليل برداشته،اگر يكى از ايشان يك پرّ باز كند،همۀ دنيا به يك پر بپوشد،و بالاى آن ابرى است كثافۀ [٧]آن چندان است كه كثافۀ [٨]هفت آسمان و هفت زمين،و عرشى بالاى آن است در علّيّين،و حدّ و نهايت [٩]جز خداى تعالى نداند.
روايتى ديگر از ربيع انس است كه گفت:خداى-عزّ و جلّ-آسمان دنيا از موجى مكفوف آفريد،و آسمان دوم از سنگ آفريد،و آسمان سوم از آهن آفريد،و چهارم از مس،و پنجم از سيم،و ششم از زر،و هفتم از ياقوت.
عبد اللّه عبّاس گفت:خداى تعالى آسمان دنيا مقبّب آفريد،و اقطار و جوانب آن در آسمان دوم بست،و دوم در سوم تا به هفتم.و آسمان هفتم در عرش بست،پس عماد آسمان از بالا ساخت،براى آن گفت[٥٢-پ]: بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهٰا [١٠].
ابو هريره روايت كرد كه:يك روز رسول-صلّى اللّه عليه و آله-در آمد، اصحابان خود را گفت:
فيم انتم ،در چه كارى شما؟گفتند:يا رسول اللّه!
[١] .مج،فق،وز،ها:عاروس،دب:عاروش،آج،لب،مب،مر:عارو.
[٢] .دب،آج،لب،مر+ديگر.
[٣] .آج،لب،فق+آن.
[٤] .مج،لب،فق،وز:هفصد.
[٥] .مر:قطرات.
[٦] .مج،دب،آج،لب،وز،فق،مب:چشم.
[٧] [٨] .مج،آج،لب،مر:كثافت.
[٩] .همۀ نسخه بدلها+آن.
[١٠] .سورۀ رعد(١٣)آيۀ ٢،سورۀ لقمان(٣١)آيۀ ١٠.