ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٦١ - داستان جنگ حنين
برخاسته و عرضكرد: يا رسول اللَّه در ميان اين زنان اسير، خالهها و دايههاى شما (از قبيله بنى اسد) هستند كه كفالت تو را در كودكى بعهده داشتند، و اگر ابن ابى شمر (پادشاه شام)، و يا نعمان بن منذر (پادشاه عراق) بر ما حكومت ميكردند، و آنچه را اكنون ما بدان دچار گشتهايم در آن وقت دچار آن ميشديم اميد لطف و محبت آنها را نسبت بخود داشتيم و تو بهترين كفيلانى، آن گاه اشعارى نيز قرائت كرد.
رسول خدا- ٦- فرمود: كداميك نزد شما محبوبتر است:
اسيران، يا اموال؟ آنان در پاسخ گفتند: اى رسول خدا ما را ميان شرف و مال مخير ساختى و شرف نزد ما محبوبتر است و با وجود آن ما درباره گوسفند و شتر سخنى بزبان نميآوريم! رسول خدا- ٦- فرمود: اما آنچه از اسيران كه در دست بنى هاشم است آنها از شما است (و من متعهد ميشوم كه آنها را بشما باز گردانم) و اما آنچه در دست ساير مسلمانان است من با آنها در اينباره سخن ميگويم و براى آزادى آنها نيز وساطت خواهم كرد، و خودتان نيز با آنها سخن بگوئيد و اسلام خود را آشكار سازيد (تا مؤثرتر واقع شود)! و چون رسول خدا- ٦- نماز ظهر را خواند آنها برخاسته همان سخنان را تكرار كردند، رسول خدا- ٦- نيز (دوباره در ميان مردم) فرمود: آنچه از آنها كه در دست بنى هاشم هستند من آنها را باز گرداندم و آنچه در دست ساير مسلمانان است هر كه خواهد از روى ميل و رغبت بدون گرفتن فديه (و پول) آنها را باز گرداند، و هر كه خواهد فديه گيرد من فديه آنها را ميپردازم تا آنها را باز گردانند.
بدنبال اين سخن بيشتر مسلمانان حاضر شدند بدون فديه اسيران را باز گردانند و گروه اندكى نيز فديه گرفته و آنها را آزاد كردند، و پس از آن رسول خدا- صلى اللَّه عليه- و آله- براى مالك عوف پيغام داد كه اگر اسلام آورده پيش ما بيايى اموال و خاندانت را بتو باز گردانم و علاوه صد شتر هم بتو ميدهم، اين پيغام كه بمالك رسيد از طائف حركت كرده بنزد رسول خدا- ٦- آمد و آن حضرت نيز اموال و زن و فرزند او را بوى بازگرداند و صد شتر نيز بدو داد و او را بر مسلمانان قومش امير ساخت
.