ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤١ - تفسير
مربوط است بگفتار خداى تعالى (كه پيش از اين فرمايد):(أَ تَخْشَوْنَهُمْ فَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَوْهُ) و منظور اين است كه اگر شما از آنها بترسيد در شرك ورزى با آنها يكسانيد ...
«فعسى اولئك ان يكونوا من المهتدين» يعنى راه يافتگان بسوى بهشت، و رسيدن بثواب آن، و در اينكه خداى تعالى در اين آيه پس از ايمان بخدا، نماز و زكات را جداگانه ذكر فرموده دليل بر اين است كه لفظ ايمان شامل اعمال و افعال اعضاء و جوارح نشود، (و معناى ايمان تنها همان اعتقاد قلبى است) و گرنه عطف كردن اعمالى را كه داخل در همان ايمان است بدان جايز نبود، و آن كس كه گفته است: مقصود از اين عطف شرح و تفصيل معناى ايمان و توضيح بيشترى براى آن است ظاهر آيه را ناديده گرفته است[١].
[١]- براى توضيح اين قسمت از گفتار مؤلف بايد خوانندگان محترم توجه داشته باشند كه ميان علما اختلاف است كه آيا ايمان تنها همان اقرار و اعتراف و عقيده قلبى بيگانگى خدا و دستورات پيمبران و نمايندگان او است يا اضافه بر عقيده و اقرار، عمل به اعمال دينى و افعال واجبه هم نيز جزء ايمان است كه شخص مؤمن گذشته از اينكه بايد بزبان اقرار بيگانگى خدا و ساير اصول و فروع اسلام كند و بدانها اعتقاد هم داشته باشد، بايد به احكام و دستورات اسلام نيز در خارج عمل كند تا اطلاق مؤمن بر او صحيح باشد،( و باصطلاح ساده، مؤمن باشد) يا تنها همان اقرار و عقيده براى اطلاق ايمان كافى است، و مؤلف بزرگوار ميخواهد با اين آيه استدلال كند كه ايمان تنها همان اقرار و عقيده است، و عمل بدستورات و احكام اسلام دخالتى در اطلاق ايمان بر شخص مؤمن ندارد ... و البته اين مختصر براى توضيح سخن مؤلف بود و اما اينكه آيا اين نظر مؤلف صحيح است يا نه، احتياج ببحث مفصلى دارد كه از وضع ترجمه و پاورقى خارج است، و براى توضيح بيشتر بايد بكتب ديگرى كه مشروحاً در اينباره بحث كردهاند مراجعه شود.