ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٥٢ - تفسير
غرق كرد وى گفت:(آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرائِيلَ ...) و بدين ترتيب بخدا ايمان آورد، ولى من در آن وقت مشت گلى را برداشته و بدهانش افكندم و بدو گفتم:(آلْآنَ وَ قَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَ كُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ ...) ولى پس از اينكه اين كار را كردم و اين جمله را بدو گفتم ترسيدم كه مبادا رحمت حق او را در آن حال فرا گرفته باشد و مرا بخاطر اين كارى كه كردم معذب فرمايد، ولى اكنون كه مأمور شدم اين آيه را بر تو نازل كنم و همان سخنى را كه گفته بودم بصورت آيهاى بر تو فرود آورم خاطرم آسوده شد و دانستم كه سخن من مورد رضايت پروردگار متعال بوده است.
(فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ) و در معناى اين آيه اختلاف است، بيشتر مفسران گفتهاند: چون خداى تعالى فرعون و قومش را غرق كرد برخى از بنى اسرائيل باور نمىكردند كه وى غرق شده باشد و ميگفتند: او بزرگتر از آن بود كه غرق شود، از اينرو خداى تعالى پيكرش را از آب بيرون انداخت تا وى را ببينند، و معناى آيه روى اين تفسير چنين ميشود كه ما پيكر بىروح تو را در جاى بلندى افكنديم.
و برخى ديگر چون ابن عباس گفتهاند: «ننجيك» از نجات است، و «بدن» نيز بمعناى زره ميباشد و فرعون زرهى طلايى بر تن داشت. يعنى: مرده تو را با آن زره طلايى و معروف از آب بيرون آورديم تا تو را بدان بشناسند.
(لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آيَةً) تا عبرتى براى آيندگان پس از خود باشى و آنان سخن تو را نگويند (و ادعايى چون ادعاى تو نكنند) و برخى گفتهاند: يعنى چون او ادعاى خدايى ميكرد خداى تعالى سرانجام كار و بندگى او را در اين آيه بيان فرموده، و همين كه او را با قوم خود غرق كرد ولى تنها پيكر او را از ميان دريا بيرون آورد آيتى از آيات الهى است، و اين قولى است كه زجاج گفته است.
(وَ إِنَّ كَثِيراً مِنَ النَّاسِ عَنْ آياتِنا لَغافِلُونَ) يعنى براستى كه بيشتر مردم از تفكر در نشانههاى ما و تدبر در حجتها و دليلهاى ما غافل و رو گردانند
.