ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٥٩ - تفسير
(هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِياءً وَ الْقَمَرَ نُوراً) يعنى در روز خورشيد را نور قرار داد و در شب ماه را.
و «ضياء» در كشف تاريكيها از نور قوىتر است و بر نور زيادتى دارد.
(وَ قَدَّرَهُ مَنازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَ الْحِسابَ) و ماه را منزلهاى معلومى تقدير كرد، تا بوسيله آن منزلها شماره سالها و اول و آخر هر ماه و پايان هر سال و اندازه آن را بدانيد. و خورشيد و ماه دو نشانه از نشانههاى بزرگ خداى تعالى است كه در آن دو، بزرگترين دليل بر وحدانيت خداوند از راههاى زيادى وجود دارد، از آن جمله همان خلقت ضياء و نور در آنها و گردش و سيرشان و دور شدن و نزديك شدنشان و طلوع و غروبشان، و خسوف و كسوفشان، و نور افشانى خورشيد در جهان و تأثير آن در سرما و گرما و بيرون آمدن گياهان، و رسيدن ميوهها و امثال آن. و در ماه نيز همان كمال و نقصان آن كه موجب ميگردد تا اول و آخر و وسط ماه معلوم گردد، و هر كدام از اينها نعمت بزرگى است از خداى سبحان نسبت بخلق. و از اينرو دنبالش فرمود:
(ما خَلَقَ اللَّهُ ذلِكَ إِلَّا بِالْحَقِّ) خدا اينها را جز بحق نيافريد، زيرا در آنها منافع بسيارى براى دين و دنياى خلق، و نشانههايى براى وحدانيت حق تعالى و قدرتش و علم ازلى و ابديش وجود دارد.
(يُفَصِّلُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ) و آيات خود را آيه آيه شرح و تفصيل ميدهد براى مردمانى كه ميدانند تا در هر آيه آن طور كه بايد و شايد تأمل و دقت كنند. و برخى گويند: معناى(وَ قَدَّرَهُ مَنازِلَ) يعنى هم خورشيد و هم ماه را منزلهايى قرار داد، منتهى براى رعايت اختصار و هم براى روشن بودن مطلب، ضمير را مفرد آورد، و نظيرش قبل از اين در جاهايى ذكر شد، و آن شاعر نيز در شعر خود گويد:
|
رمانى بأمر كنت منه و والدى |
بريئاً و من جول الطوى رمانى[١] |
|
[١]- من و پدرم را بكارى نسبت داد كه ما از آن برى هستيم و بخاطر كينهاى كه از ما در دل داشت اين نسبت را بما داد. شاهد در« بريئاً» است كه بصورت مفرد آمده در صورتى كه معناى آن« بريئان» و تثنيه است.