ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٥٣ - تفسير
و متنبهشان سازد، در اينصورت از روى حكمت انجام چنين كارى بر خداوند لازم بود.
سپس بدنبال اين مطلب خداوند آن وجهى را كه بخاطر آن پيغمبر را فرستاد و آنچه را بدو وحى كرده ذكر فرموده با اين جمله كه گويد: ما بدو وحى كرديم كه مردم را بعذاب آگاه كن، و بدان بيمشان ده.
(وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ) و وسيله شرافت و خلود در نعمتهاى بهشتى را براى آنها معرفى كن، تا ضمناً ارزش و ارج اعمال صالح و كارهاى نيك هم معلوم گردد. و برخى گفتهاند: منظور از «قدم صدق» پاداش نيك و مقام ارجمندى است كه در نتيجه پيش فرستادن اعمال نيك بدان داده شود. و يا منظور سعادتى است كه قبلا براى آنها سبق ذكر يافته. و اين هر دو وجه از ابن عباس نقل شده. و مؤيد اين قول دوم است آيه شريفه:(إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى ...)[١].
و قول ديگر آن است كه معناى(قَدَمَ صِدْقٍ) پيش انداختن خداوند آنها را در روز قيامت ميباشد، چنانچه در آن حديث نيز فرموده است: «نحن الآخرون السابقون يوم القيامة»- مائيم آن امتى كه از نظر زمان آخرين امت هستيم ولى در روز قيامت بر ديگران سبقت جوييم- و برخى گويند:(قَدَمَ صِدْقٍ) يعنى شفاعت محمد- ٦- در روز قيامت. و اين وجهى است كه ابو سعيد خدرى گفته و از امام صادق ٧ نيز روايت شده.
(قالَ الْكافِرُونَ إِنَّ هذا لَساحِرٌ مُبِينٌ) كافران گويند: اين پيغمبر ساحرى است كه سحرش آشكار است. و اين سخن دليل بر عجز و ناتوانى آنها از معارضه با قرآن كريم بوده كه به اين گفتار متوسل شدهاند، و آن را بسحر و جادو منسوب داشتهاند.
[١]- سوره انبياء آيه ١٠١