ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٢٩ - تفسير
ما هم از يكديگر جدا شويم و بدنبال اين سخن آن سه نفر نيز از هم جدا شده هر يك بسويى رفت و پنجاه روز تمام بدينحال بسر بردند و بدرگاه خداى تعالى زارى و تضرع و توبه كردند تا اينكه خداوند توبهشان را پذيرفت و اين آيه در شأنشان نازل شد.
تفسير:
(لَقَدْ تابَ اللَّهُ عَلَى النَّبِيِّ وَ الْمُهاجِرِينَ وَ الْأَنْصارِ) لام در اينجا لام قسم است، و خداى تعالى قسم ياد فرموده كه توبه آنان را بخشيد، و اينكه نام پيغمبر- ٦- در اينجا ذكر شده براى افتتاح و زيبايى كلام است، و ديگر بدانجهت است كه آن حضرت سبب توبه آنان بود و گرنه از آن جناب عملى كه موجب توبه باشد سر نزده. و در روايتى كه از حضرت رضا ٧ نقل شده آن حضرت اين آيه را چنين قرائت فرمود: «لقد تاب اللَّه بالنبى على المهاجرين و الانصار» يعنى خداى تعالى بوسيله پيغمبر توبه مهاجران و انصار را قبول كرد.
(الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ) آنان كه در خروج بسوى تبوك از او پيروى كردند.
(فِي ساعَةِ الْعُسْرَةِ) ساعت عسرت بمعناى دشوارى كار است، جابر گفته: يعنى سختى و دشوارى از نظر توشه و مركب، و آب. و منظور از ساعت وقت است، زيرا ساعت بهر زمانى اطلاق گردد. و عمر بن خطاب گفته: بگرمايى سخت و تشنگى دچار شديم، و خداى سبحان در اثر دعاى پيغمبر- ٦- بارانى بر ما نازل كرد كه از آن سختى و گرما آسوده شديم.
(مِنْ بَعْدِ ما كادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٍ مِنْهُمْ) پس از آنكه نزديك بود دلهاى گروهى از ايشان برگردد و بدون دستور خدا خواستند باز گردند اما خداوند آنها را از اين عمل نگاه داشت و همراه رسول خدا- ٦- رفتند.
(ثُمَّ تابَ عَلَيْهِمْ) و خدا پس از اين لغزش از آنها گذشت، و منظور از «زيغ» كه بمعناى لغزش و انحراف است همان اراده باز گشت آنها از جنگ است نه لغزش در ايمان.
(إِنَّهُ بِهِمْ رَؤُفٌ رَحِيمٌ) كه خداوند بآنها رئوف و مهربان است كه با رحمت خويش لغزش آنها را تدارك فرمود.