ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٢٧ - شأن نزول
بسويى رفته.
رحب: فراخى. و جمله «مرحباً و أهلا» (كه معمولا در بر خوردها بهم ميگويند) از همين باب است يعنى سرزمينها بر تو فراخ باد.
ضيق: تنگى ضد فراخى.
ظنّ: در اينجا بمعناى يقين است، چنانچه دريد بن صمة نيز در شعر خود گفته:
|
فقلت لهم ظنوا بألفى مدجج |
سراتهم فى الفارسى المسرّد[١] |
|
شأن نزول:
آيه نخست درباره جنگ تبوك و سختيهايى كه بمسلمانان رسيد تا حدّى كه جمعى آهنگ بازگشت كردند ولى لطف خداى سبحان شامل حالشان گشت، نازل شد حسن گفته: كار سختى آنها بجايى كشيد كه هر ده نفر از مسلمانان يك شتر داشتند كه هر كدام ساعتى روى نوبت سوار ميشدند و سپس پياده شده ديگرى بجاى او سوار ميشد و آذوقه آنها عبارت بود از جو، و خرماى كرم زده و پيه بدبو. و چنان بود كه بهر دسته مقدارى خرما رسيده بود و چون يكى از آنها سخت گرسنه ميشد يك دانه از آن خرماها را در دهان ميگذارد و قدرى ميمكيد كه دهانش شيرين شود سپس آن را از دهان بيرون ميآورد و برفيقش ميداد و جرعهاى آب دنبالش سر ميكشيد، رفيقش نيز قدرى ميمكيد و بديگرى ميداد و همچنين تا به آخرين نفر كه ميرسيد هستهاش بجاى مانده بود.
و گويند: أبو خيثمة- يعنى عبد اللَّه بن خيثمة- از كسانى بود كه از رفتن به تبوك تخلف كرد تا وقتى كه ده روز از رفتن رسول خدا- ٦- گذشت، در آن روز- كه روز گرمى بود- بخانه نزد دو تن از زنانش كه هر يك سايبان خانه خود را مرتب ساخته و بوسيله آب آن را خنك كرده و خوراكى براى وى آماده ساخته بودند بيامد و چون آن منظره را ديد گفت: سبحان اللَّه! پيغمبر خدايى كه گناه گذشته
[١]- يعنى بدانها گفتم يقين كردند بدو هزار مرد مسلحى كه سرانشان زرههاى فارسى پوشيدهاند.