ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٢٢ - تفسير
(فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ) پس هنگامى كه ابراهيم متوجه شد كه پدرش دشمن خداست و بوعده خويش وفا نمىكند.
(تَبَرَّأَ مِنْهُ) از وى بيزارى جست و برايش دعا ننمود. ابن عباس و مجاهد و قتاده گويند: عداوت و دشمنى او با خدا هنگامى آشكار شد كه او در حال كفر مرد.
و گفته شده كه وعده از طرف ابراهيم داده شد كه گفت من تا موقعى كه در قيد حياتم براى تو استغفار خواهم نمود و شرط استغفار او ايمان آوردن پدرش بود و همين كه از ايمان آوردن وى مأيوس شد از او بيزارى جست.
(إِنَّ إِبْراهِيمَ لَأَوَّاهٌ) ابن عباس گويد يعنى: ابراهيم دعا كنندهاى پر گريه و پر دعا بود و همين معنى از امام صادق ٧ نيز روايت شده است.
حسن و قتاده گفتهاند: اوّاه بمعنى مهربان نسبت ببندگان خدا است.
و كعب گفته: اوّاه كسى است كه چون نام آتش دوزخ را برايش ببرند بگويد:
اوه. و ابن عباس گويد: اوّاه در لغت حبشه بمعنى مؤمن است.
عكرمه و مجاهد گويند: اوّاه بمعنى يقين دارنده است.
و نخعى گويد: اوّاه بمعناى عفيف و پاكدامن است.
عطا گويد: اواه كسى را گويند كه از آنچه خداى عز و جل خوش ندارد روى گردانيده و ترك كند.
عبد اللَّه بن شداد از پيغمبر ٦ روايت كند كه فرمود: اوّاه خاشع و زارى كننده است.
عقبة بن عامر گويد: اوّاه كسى است كه بسيار براى خدا تسبيح گويد.
ابى عبيده گويد: اوّاه بكسى گويند كه از روى ترس آه كشد و با يقين به اجابت دعايش زارى كند و ملازم طاعت حق باشد.
زجاج گفته: قول ابى عبيده جامع بيشتر معانى اوّاه است كه اهل تفسير گفتهاند.
(حَلِيمٌ) گويند: حلم ابراهيم بحدى بود كه شخصى او را آزار و شماتت نمود. ابراهيم