ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢١٦ - تفسير
دار را سائح گويند چون براى اطاعت پروردگار ترك خواستههاى دل را استمرار دهد.
تفسير:
پس از آنكه خداى سبحان سرگذشت منافقان را بيان فرمود دنبالش مردم را تشويق كرده فرمايد:
(إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ) حقيقت معناى خريد و فروش در مورد خداى تعالى شايسته نيست زيرا مشترى و خريدار آنچه را كه در ملك و تصرف او نيست خريدارى مىكند و خداى عز اسمه مالك تمام چيزهاست لكن منظور درين آيه همانند معناى آيه(مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً)[١] است كه لفظ خريدن و وام براى تاكيد پاداش است و چون خداى سبحان ثواب و پاداش را بر خود ضمانت نموده آن را بخريدن تعبير نموده و ثواب را بهاء و اعمال را كالاى آن قرار داده و اين تعبير از باب مجاز ميباشد. و متذكر شده كه جانهاى مؤمنان را كه در جهاد در راه خدا از دست ميدهند و اموالشان را كه در راه رضاى خدا انفاق مىكنند ميخرد و در عوض آن بهشت را بدانها ارزانى ميدارد. و جهاد بر دو نوع است: جهاد با شمشير و جهاد با زبان، و چه بسا جهاد با زبان رساتر و نافذتر است زيرا راه خدا دين اوست و دعوت بدين ابتدا بزبان است و سپس با شمشير. و ديگر آنكه اقامه دليل بر صحت مدعى بهتر و آشكار ساختن حق و بيان آن (براى پيشرفت دين) سزاوارتر است و اين جز با زبان صورت نگيرد. و پيغمبر ٦ فرمود اى على اگر خدا بدست تو انسانى را هدايت كند بهتر است براى تو از آنچه خورشيد بر آن ميتابد. و اما جهت اينكه فقط خداى سبحان از خريد جان و مال نام برده اينست كه عبادات دو گونه است بدنى و مالى و قسم ديگرى ندارد و روايت شده كه خداوند سبحان با مؤمنان سودا كند و از اينرو ارج و بهاى آنان را بالا برده و بهشت قرار داده است.
امام صادق ٧ ميفرمود: أيا مردمانى كه همتى نداريد (و در فكر ارزش خود نيستيد) بهاى بدنهاى شما بهشت است، جز بدان خود را نفروشيد، و اصمعى اين
[١]- كيست كه بخدا وام دهد وام دادن نيكويى.