ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢١٢ - تفسير
در آنها كمتر اجتماع كنند.
(وَ كُفْراً) يعنى براى بر پا ساختن كفر در آن و گفته شده مقصود ايشان اين بود كه در آن مسجد با طعن بر رسول خدا و اسلام كافر گردند.
(وَ تَفْرِيقاً بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ) و براى ايجاد اختلاف و بهم زدن مسلمانان و دور كردن آنان از اطراف رسول خدا ٦.
(وَ إِرْصاداً لِمَنْ حارَبَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ) و آن را براى كسى كه از پيش با خدا و رسولش در جنگ بود آماده ساختند و آن شخص ابو عامر راهب بود و او كسى بود كه از پيش با خدا و رسولش در ستيز بوده و سر گذشت او چنان بود كه در زمان جاهليت برهبانيت در آمد و لباس زبر و خشن پوشيد و چون پيغمبر ٦ بشهر مدينه آمد بر آن حضرت رشگ برد و بر عليه آن حضرت دسته بندى كرده و احزاب تشكيل داد. و بعد از فتح مكه بسوى طائف گريخت و هنگامى كه مردم طائف مسلمان شدند بشام رفته و از آنجا بسوى روم رفت در آنجا بدين نصارى در آمد. وى پدر حنظله غسيل الملائكه بود كه در جنگ احد در ركاب پيغمبر ٦ شهيد گرديد هنگامى كه جنب بود و ملائكه او را غسل دادند و رسول خدا ٦ ابا عامر را فاسق ناميد و او براى منافقين پيغام فرستاد كه آماده پيكار شويد و مسجدى بسازيد. من نيز بسوى امپراطور خواهم رفت و لشكرى از آنجا خواهم آورد تا محمد را از شهر بيرون نمائيم. منافقين منتظر بودند تا ابو عامر بيايد ولى او قبل از اينكه بامپراطور روم برسد از اين جهان رخت بر بست.
(وَ لَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنا إِلَّا الْحُسْنى) و آنها سوگند ياد ميكنند كه ما از بناى اين مسجد نظرى جز كار خير نداريم و نميخواهيم اين مسجد را بسازيم مگر براى توسعه و كمك بناتوانان و بيماران مسلمان. خداوند پيغمبرش را از نيت شوم و طينت بد آنها آگاه كرده و فرمود:
(وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ) و خدا گواهى دهد كه آنها دروغ ميگويند و گواهى خداوند براى رسوايى كسى كه او بدروغش گواهى دهد كافى است و چون رسول خدا از تبوك بازگشت بنزد عاصم بن عوف عجلانى و مالك بن دخشم كه از قبيله بنى عمرو بن