ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٠٣ - تفسير
منظور فرمايد:
(خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ) اى محمد از اموال ايشان دريافت دار. لفظ «من» (كه در فارسى بمعناى «از» ميباشد) دلالت بر تبعيض دارد (يعنى قسمتى از اموالشان را بگير) و صدقه دادن تمام مال واجب نيست. و نكته ديگرى كه در آيه است آنكه فرمود:(مِنْ أَمْوالِهِمْ) (از مالهاى ايشان) و نفرمود: «من مالهم» (از مالشان) تا شامل تمامى اجناس مال گردد (نه مال مخصوصى) و ديگر آنكه اين دستور اختصاصى بدسته معينى ندارد و همه مسلمانان بپرداخت آن موظفند چون در مورد دستورات و احكام دين برابرند.
(صَدَقَةً) برخى چون حسن و غير او گفتهاند: منظور از اين آيه دستور دريافت صدقه از همان چند نفرى است كه توبه كردند بخاطر تشديد تكليف بر آنها، و منظور صدقه واجب (و زكات) نيست بلكه اين دستور براى كفاره گناهان ايشان بود.
ولى جبائى و بيشتر مفسران گفتهاند: منظور همان زكات واجبى است كه در اسلام فرض شد و ظاهر بنظر ما نيز همين است كه مقصود زكات واجب ميباشد، زيرا وجهى ندارد كه ما آيه را بر دسته مخصوصى حمل كنيم، و بنا بر اين خداوند در اين آيه بدريافت زكات از مالكين نصاب دستور فرموده است، و نصاب آن در نقره دويست درهم است، و در طلا چون به بيست مثقال برسد، و در شتر چون به پنج رأس برسد، و در گاو وقتى به سى رأس رسيد، و گوسفند چون به چهل برسد، و از غله و ميوهجات چون بمقدار پنج وسق[١] برسد.
(تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها) يعنى اين صدقه آنها را از گناهان پاك كند، و تو اى
[١]- وسق شصت صاع است و هر صاعى قريب سه كيلو است، ضمناً بايد دانست كه براى اطلاع از تمامى حكم زكات و خصوصيات و فروع آن بايد بكتب فقهى رجوع كرد، و در اينجا مؤلف بطور اجمال اشاره بچيزهايى كه زكات در آنها واجب است كرده، و در تمام موارد زكات نيز نصاب اول آن را ذكر فرموده، و منظور از ميوهجات هم لا بد خرما و مويز است، و گرنه در ساير ميوهجات مستحبّ است و واجب نيست بشرحى كه فقهاء در كتب فقهى متعرض شدهاند.