ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٧٧ - تفسير
آيه (فوق)(وَ لا تُصَلِّ عَلى أَحَدٍ ...) را بر او خواند.
و در روايتى كه زجاج نقل كرده، به رسول خدا- ٦- عرض شد:
اى رسول خدا چگونه با اينكه وى شخص كافرى است پيراهن خود را برايش فرستادى تا خود را بدان كفن كند؟.
حضرت در جواب فرمود: (من ميدانم كه) پيراهن من براى او سودى ندارد ولى من از درگاه خداوند آرزومندم كه بدينوسيله جمع بسيارى بدين اسلام در آيند و در روايت است كه چون (قبيله) خزرج مشاهده كردند عبد اللَّه از جامه رسول خدا- ٦- استشفاء ميطلبد هزار نفرشان مسلمان گشتند. و دنبال اين سخنان زجاج گويد: آنچه از بيشتر روايات بدست آيد آن است كه حضرت بر جنازه وى نماز نخواند.
(وَ لا تُعْجِبْكَ أَمْوالُهُمْ وَ أَوْلادُهُمْ) (اموال و اولاد ايشان تو را بشگفت نياورد) مخاطب در اين آيه پيغمبر- ٦- است ولى مقصود امت وى هستند.
(إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُعَذِّبَهُمْ بِها فِي الدُّنْيا) و عذاب آنها به اموال و اولاد در دنيا بهمان مصيبتها و اندوههايى است كه درباره آنها بديشان ميرسد و آنچه مسلمانان بصورت غنيمت از آنها ميگيرند و گذشته با اعتقادى كه آنها ببطلان اسلام دارند دادن زكات و انفاق در راه خدا بر آنها سخت و دشوار است و همين عذابى است براى آنها.
(وَ تَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ وَ هُمْ كافِرُونَ) و بميرند در حالى كه كافرند، و نظير اين جمله در آيات پيش نيز با تفسير آن گذشت، و ممكن است هر كدام از اين دو آيه (كه تكرار شده) درباره دستهاى از منافقان بطور جداگانه باشد، نظير آنكه كسى بگويد: بشگفت نياورد تو را وضع زيد، و بشگفت نياورد تو را وضع عمرو.