ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٧٢ - تفسير
بيان آيه ٨١ تا ٨٣
شرح لغات
مخلّف: وامانده را گويند چنانچه مؤخر نيز بهمين معنا است.
فرخ: ضد اندوه، و آن لذتى است كه با رسيدن بخواسته دل در قلب حاصل گردد، مانند سرور. و آنان كه در بصره بر عقيده معتزله ميزيستهاند، گفتهاند: سرور و غم دو صفت هستند كه بازگشت آنها باعتقاد است. و سرور اعتقاد به وصول منفعت يا دفع ضرر در آينده است، و غم و اندوه نيز در مقابل آن اعتقاد برسيدن ضرر يا از دست رفتن منفعتى در آينده است، و مرحوم سيد مرتضى قدس اللَّه روحه نيز همين گفتار را اختيار فرموده.
خلاف: بمعناى مخالفت است، و ابو عبيده معتقد است كه بمعناى دور شدن ميباشد ضحك: حالت انبساط و باز رويى است كه از روى تعجب و خوشى در چهره انسان پديدار گردد.
بكاء: حالت گرفتگى است كه بخاطر اندوه در چهره پيدا گردد و بدنبالش اشگ بر گونه روان شود.
تفسير
خداى تعالى در اين آيات خبر دهد كه جمعى از منافقان كه پيغمبر- ٦- آنان را با خود به تبوك نبرد و براى ماندن كسب اجازه كردند از اين تخلف خود خوشحال و شادمان بودند و بهمين منظور فرمايد:
(فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ) يعنى به خوددارى كردن و تخلف از جهاد (خوشحالند)(خِلافَ رَسُولِ اللَّهِ) يعنى بدورى از رسول خدا- ٦- و برخى گفتهاند يعنى بخاطر مخالفتشان با آن حضرت.
(وَ قالُوا لا تَنْفِرُوا فِي الْحَرِّ) يعنى براى آنكه مسلمانان را از جنگ باز دارند بدانها