ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٤٤ - تفسير
حقيقى نيست زيرا در جاى خود ثابت شده كه كفر پس از ايمان حقيقى ممكن نيست.[١](إِنْ نَعْفُ عَنْ طائِفَةٍ مِنْكُمْ نُعَذِّبْ طائِفَةً بِأَنَّهُمْ كانُوا مُجْرِمِينَ) و مجرم در اينجا كافر اصرار ورز بر نفاق، است و در اين آيه خداوند سبحان خبر دهد كه اگر در اثر توبه از گروهى از آنان بگذرد آن گروه ديگر را كه بحال نفاق باقى مانده و توبه نكردهاند عذاب فرمايد. و «طائفة» (كه در آيه است) در اصل نام جماعت است ولى گاهى بيك نفر هم «طائفة» گفته ميشود چنانچه در آيه شريفه(وَ لْيَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ)[٢] كه مطابق روايات ما كه از ائمه اطهار روايت شده كمترين كسى در شكنجه و عذاب آن دو (يعنى مرد و زن زنا كار) بايد حضور يابد يك نفر شخص مؤمن است.
و در روايت آمده كه اين دو طائفه (كه در آيه است) سه نفر بودند كه دو نفرشان مسخره ميكردند و يك نفر ميخنديد، و آن يك نفر همان بود كه از نفاق خود توبه كرد و خدا از گناه او در گذشت و نامش: مخشى بن حمير بود.
[١]- ممكن است كسى بگويد: ايمان داراى مراتبى است و چنان نيست كه در تمام مراتب آن كفر راه نيابد چون بعضى از مراتب ضعيف ايمان قابل زوال است و خدا نيز در قرآن كريم( سوره نساء آيه ١٣٧) فرمايد:« إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ...». و شايد منظور مؤلف همان مرتبه قوى ايمان باشد كه قابل زوال نيست.
[٢]- سوره نور آيه ٢، يعنى در شكنجه زن و مرد زناكار بايد طائفهاى از مؤمنان حضور يابند. و منظور از اين استدلال بضميمه روايت آن است كه« طائفة» بيك نفر نيز اطلاق شده است.