ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٣٢ - تفسير
ممكن است از باب ترحم آنان را مسكين ناميده باشد (نه بمعناى حقيقى مسكين) چنانچه در حديث، اهل دوزخ را مسكين ناميدهاند و گفتهاند: «مساكين اهل النار» و شاعر نيز گويد:
|
مساكين اهل الحبّ حتى قبورهم |
عليها تراب الذل بين المقابر[١] |
|
گذشته از اينكه برخى گفتهاند: آن كشتى در اجاره آنها بوده و خودشان مالك آن نبودهاند.
(وَ الْعامِلِينَ عَلَيْها) يعنى متصديان زكات و جمع كنندگان آن.
(وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ) و آنها مردمانى از اشراف زمان پيغمبر- ٦- بودند كه آن حضرت سهمى از زكات بدانها ميداد تا بوسيله آن بدين اسلام علاقهمندشان سازد و در مواقع لزوم از آنها براى جنگ با دشمنان دين كمك بگيرد.
و در اينكه آيا اين سهم پس از رحلت رسول خدا- ٦- نيز ثابت است يا نه اختلاف است شافعى و جبائى گفتهاند: ثابت است، و از امام صادق ٧ نيز همين قول روايت شده جز آنكه آن حضرت مشروط فرموده به اينكه امام عادل باشد كه دل آنها را بدين اسلام جلب كند.
و برخى چون حسن و شعبى و ابو حنيفة و پيروانش گفتهاند: اين سهم مخصوص بزمان رسول خدا- ٦- بوده و پس از وى ساقط است، زيرا خداى سبحان اسلام را نيرومند ساخت (و نيازى به اينكار نيست).
(وَ فِي الرِّقابِ) يعنى براى آزاد كردن بردگان، و منظور آن بردگان مكاتب هستند[٢] علماى ما (گروه شيعه) اجازه دادهاند كه اگر برده مؤمنى در سختى و شدت بود وى را از اين سهم خريدارى كرده آزاد كنند و صاحبان زكات حق ولايت او را داشته باشند. و قول ابن عباس و حسن و مالك نيز، همين است.
[١]- عاشقان مسكين كه حتى بر گورهاشان خاك مذلت نشسته.
[٢]- برده مكاتب بردهاى است كه روى قرار داد كتبى كه با مولاى خود كرده ميتواند با پرداخت مبلغى بطور اقساط يا غير اقساط خود را آزاد كند.