ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٠٣ - تفسير
و اسباب عذر باشد، نداشتن اصل قدرت براى عذر شايستهتر خواهد بود.[١] و بهر صورت دنبال اين آيه خداوند پيغمبر- ٦- را مخاطب ساخته در مورد اذنى كه بمتخلفين از جنگ تبوك داد عتاب كرده فرمايد:
(عَفَا اللَّهُ عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ) قتاده و عمرو بن ميمون گفتهاند: دو كار بود كه رسول خدا ٦- انجام داد و بدانها مأمور نشده بود، يكى اجازهاى كه در اين قضيه بمنافقان داد، و ديگر فديه گرفتن براى اسيران، و خدا او را مورد عتاب و سرزنش قرار داد چنانچه مشاهده ميشود. و اين نوع سرزنش سرزنشى لطيف است كه پيش از عتاب، سخن بعفو و گذشت او آغاز شده، و در اينكه آيا اين اجازهاى كه رسول خدا- ٦- بمنافقين داد قبيح بوده يا نه اختلاف است، جبائى گفته: قبيح بوده و گناهى صغيره است، زيرا در كار مباح گفته نمىشود: چرا اينكار را انجام دادى؟
ولى گفتار جبائى درست نيست زيرا در كارى نيز كه طرف ديگرش از اينكار بهتر باشد چنين تعبير ميكنند و گفته ميشود: چرا كردى؟ چنانچه اگر كسى به بيند شخصى برادرش را مورد عتاب قرار داده است در اينجا بدو ميگويد: چرا برادر مرا مورد عتاب قرار دادى و با او بدين طرز سخن گفتى كه موجب ناراحتيش شود؟ در صورتى كه اين طرز سخن گفتن و عتاب كردن براى او جايز بود (ولى با اينحال لفظ چرا گفتى؟
و چرا كردى؟ استعمال ميكنند، پس چنان نيست كه تنها در مورد كار حرام و گناه بگويند:
چرا كردى؟) گذشته از اينكه چگونه ميتوان گفت: اجازهاى كه رسول خدا- ٦ بدانها داد قبيح بود با اينكه خداى سبحان در جاى ديگر ميفرمايد:(فَإِذَا اسْتَأْذَنُوكَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَنْ لِمَنْ شِئْتَ مِنْهُمْ ...)[٢] (يعنى اگر براى بعضى از كارهايشان از تو اجازه
[١]- يعنى وقتى كسى با نداشتن زاد و راحله و مقدمات معذور باشد.، كسى كه اصلا قدرت بر رفتن نداشته باشد مسلماً معذور خواهد بود.
[٢]- سوره نور آيه ٦٢.