فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٥ - ولايت الهى و حکومت اسلامى محمد مؤمن قمى آیت الله
نمىتوانم حادثهاى را كه از سوى خدا حتمى است از شما دفع كنم، حكم و فرمان تنها براى خداست.
چه بسا اين آيه نسبت به حكم خداوند در امور تكوينى هم عموميّت داشته باشد، بلكه كبراى كلّى مذكور در آيه، شامل احكام وضعى قانونى و احكام تكوينى خواهد بود.
در آيه ديگر كه مىفرمايد:
{ما عندي ما تَستعجِلون به إنَ الحُكمُ إِلاّ للّهِ؛} (١٧)
آنچه شما در باره آن عجله داريد به دست من نيست، حكم و فرمان تنها براى خداست.
پس به دليل عقلى قطعى و نقلى معتبر، روشن شد كه حقّ جعل هر گونه حكم و وظيفهاى و از جمله حقّ جعل ولايت امر و حكومت يك نفر بر مردم، منحصر به خداوند متعال است و براى هيچ كس چنين حقى وجود ندارد، مگر اين كه از طرف خداوند حقّ نصب به او تفويض شده باشد.
اين همان نكته اساسى بود كه طرح آن را در آغاز بحث لازم دانستيم و بعد از آن وارد بحث اثبات ولايت ائمّه معصومين(ع) خواهيم شد.
ولايت پيامبر و ائمه
با كتاب و سنت و ضرورت مذهب مىتوان بر ولايت نبى اكرم(ص) و ائمه معصومين(ع) بر امت اسلامى و نصب ايشان به عنوان اولياى جامعه اسلامى از طرف خداوند استدلال كرد.
استدلال به آيات: آياتى كه به آنها استدلال مىشود به دو دسته تقسيم مىشوند: اوّل: آياتى كه با انضمام و اضافه شدن تفاسير موجود در روايات معتبر، بر ولايت رسول اكرم و همه ائمه معصومين دلالت مىكنند. دوم آياتى كه مفاد آنها اثبات ولايت رسول اللّه و يا بعض خاص از ائمه(ع) است ولى با اضافه شدن ادلّه تساوى ايشان در مناصب الهى،
(١٧) انعام، آيه ٥٧.