فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٧ - شهرسازى و احداث خيابانها از سوى دولت آية اللّه شيخ حسين حلّى
پاسخ اين است كه چنين سخنى آن گاه درست است كه ما راهى براى مالك شدن زمينهاى خراجى كه به هنگام فتح ، آباد بودند ، فراهم كرده باشيم ، در حالى كه چنين چيزى را هنوز بيان نكردهاند .
سوم : اگر اين زمين در زمان فتح ، آباد بوده ، اين شخص مالك آن است ، البتّه نه هميشه ، بلكه هرگاه آثار موجود در آن نابود شود ، از ملك او نيز بيرون مىرود . از سوى ديگر اگر در زمان فتح ، زمين موات بوده ، اين شخص از راه آباد كردن آن را به ملك خويش درآورده و با از ميان رفتن آثار ، مالك بودن او از ميان نمىرود . اكنون بانابود شدن آثار ، شكّ داريم كه مالكيّت او يا برجاست يا خير ، از اين روى ، مالكيّت مردّد ميان دو گونه ملك را استصحاب مىكنيم و نتيجه مىگيريم كه اين زمين ، هنوز هم ملك است ، گرچه آثار موجود در آن از ميان رفته باشد .
مرحوم سيّد بحر العلوم خود بر اين راه خرده گرفته و گفته است كه اين راه وابسته بدان است كه بتوان زمينهاى خراج را ، هر چند بالتّبع ، به ملك خويش درآورد . نهايت چيزى كه در اين جا ثابت مىباشد ، اين مطلب است كه اگر اين زمين در هنگام فتح ، آباد بوده ، براى كسى كه آن را در اختيار دارد ، حقّ اختصاص در اين زمين هست و نه مالكيّت .
اشكال ديگرى نيز بر اين راه مىتوان گرفت ؛ چرا كه استصحاب ملك در اين جا استصحاب كلّى مردّد ميان چيزى است كه به يقين باقى است و چيزى كه به يقين از ميان رفته است و چنين استصحابى ، چنانكه در بحثهاى استصحاب يادآور شدهايم ، حجّت نيست .
دنباله سخن
ناگفته نماند كه ديدگاه مالكيّت بالتّبع ، چنانكه مرحوم بحر العلوم در بلغة الفقيه در