فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢١٥ - قاضى تحكيم يا سياست خصوصىسازى قضاوت سعيد قمــاشى
دليل ديگرى كه مىتوان در مورد مشروعيّت قاضى تحكيم اقامه كرد بناى عقلاء است چرا كه حكميت بين افراد امرى است كه از دير باز بين عقلا وجود داشته و همانگونه كه پيش از اين گفته شد ، با توجّه به آيات قرآن كريم و شواهد تاريخى در زمان پيامبر(ص) نيز سابقه داشته است و قرآن كريم آن را ردع نكرده و امامان برگوار عليهالسلام نيز نهى نكردهاند و اين دليل بر پذيرفته شدن قاضى تحكيم نزد شارع مقدّس است .
سيره متشرّعه نيز گواه صادقى است بر مشروعيّت قاضى تحكيم نزد شارع مقدّس .
فرض قاضى تحكيم در زمان غيبت :
همانگونه كه ذكر شد قاضى تحكيم كسى است كه همه شرائط قضاوت را دارد مگر اينكه منصوب از ناحيه امام(ع)نيست بلكه صرفاً طرفين دعوا رضايت به قضاوت وى دادهاند . ولى پارهاى از فقهاء با عنايت به روايات صادر شده كه همه فقهاء جامع الشرائط را در زمان غيبت نائب امام(ع)مىداند ، وجود قاضى تحكيم را در زمان غيبت منكر شدهاند ، چرا كه با توجّه به ضرورت شرط اجتهاد در امر قضاوت همه كسانى كه صلاحيت قضاوت دارند داراى ولايت قضايى هستند ، (١) بنابر اين در زمان غيبت قاضى واجد شرايط ولى غير منصوب ، وجود ندارد تا طرفين دعوا نسبت به او تراضى كنند .
در اين باره مىتوان به روايتى كه مشهور به مقبوله عمر بن حنظله است اشاره كرد: « عن عمر بن حنظلة، قال : سألت أبا عبداللّه عليهالسلام عن رجلين من أصحابنا بينهما
(١) همان، مسالك الافهام، ج٢، ص٢٨٣.