فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣٦ - شايستگى زنان براى عهده دار شدن قضاوت آية اللّه محمّد محمّدى گيلانى
مىگوييم : به حكم ادلّه نصب و آنجا كه مىگويد : « انظروا إلى من كان منكم » شيعه ا ز عموم نهى و نفى قاعده بيرون است . اين را هم دانستيد كه قيد « رجل » در دو روايت ابو خديجه از باب مقابله با رجوع به قضات ستم و بنابر عرفى است كه در آن زمان غلبه داشته است . بنابر اين ، اين روايت شايستگى آن را ندارد كه مقبوله عمر بن حنظله يا ادلّه مطلق ديگر و يا دلالت ادلّه اشتراك تكلّيف را تقييد كند .
ممكن است قاعده منع را كه پيشتر بيان شد به بيانى عقلى نيز تقرير كرد ، بدين صورت كه در اين هيچ اشكال نيست كه اصل ، عدم نفوذ حكم هر فرد بر غير خود است ، قضاوت باشد يا غير قضاوت ، حاكم پيامبر و وصى پيامبر باشد يا غير او . اين هم كه كسى پيامبر يا وصى پيامبر است يا از علم ويا فضيلتى ديگر بهره دارد ايجاب نمىكند كه حكم او درباره ديگران نافذ و قضاوت او تمام كننده باشد ؛ زيرا آنچه عقل حكم مىكند تنها وتنها نافذ بودن حكم خداوند درباره بندگان است ، از آن روى كه او آفريدگار و مالك آنان است . و هر تصرّفى در كار بندگان به هر ترتيب كه باشد تصرف و دخالت در ملك و فرمانروايى اوست ، با آن كه او خود به استحقاق ذاتى خويش سلطان همه آفريدگان است و سلطنت و نافذ بودن حكم و داورى غير او نيازمند جعل و تشريع از سوى اوست . او ـ با اين وصف ـ پيامبر را براى همه شوءون خلافت و حكومت ، خواه قضاوت و خواه غير آن ، نصب كرده و پيامبر حاكم بر مردم است از طرف خداوند و به جعل او آنجا كه فرمود :
{النَّبِىُّ اَوْلى بِالْمُوءْمِنينَ مِن اَنفُسِهِمْ } . (١)
و {يا اَيُّهَا الَّذينَ امَنُوا اَطيعُوا اللّهَ وَاَطيعُوا الرَّسُولَ وَاُوْلِى الاْءَمْرِ مِنكُمْ فَاِن تَنازَعْتُمْ }
(١) احزاب / ٦ : « پيامبر از خود موءمنان به آنان سزاوارتر است » .