فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤٦ - شهرسازى و احداث خيابانها از سوى دولت آية اللّه شيخ حسين حلّى
مىپردازيم زمينهاى خراب [ = آباد نشده] است كه با جنگ به دست آمده و يا زمينهاى مواتى كه با نبرد به دست نيامده است . اين كه چنين زمينهايى از انفال مىباشد ، هم اجماعى است و هم روايات بسيارى بر آن دلالت دارد . يكى از اين روايات صحيحه حفص بن البخترى است :
« عن أبى عبداللّه عليهالسلام قال : الأنفال ما لم يوجب عليها بخيل ولا ركاب أو قوم صالحوا أو قوم اُعطوا بأيديهم ، وكلّ أرض خربة أو بطون الأودية فهو لرسول اللّه صلىاللهعليهوآلهوسلم وهو للإمام عليهالسلام من بعده يضعه حيث يشاء » (١) .
از امام صادق (ع) كه فرمود : انفال سرزمينهايى است كه اسبها و سواران بر آن نتازند ، يا مردمى كه قرارداد صلح ببندند ، يا مردمى كه زمينهاشان در دست خودشان وانهاده شود و نيز هر زمين غير آباد و بيابانهاست . اينها از آن پيامبر(ص) است و پس از او از آنِ امام(ع)تا هر جاى كه بخواهد قرارش دهد .
روايت ديگر مرسله حمّاد است :
« والأنفال كلّ أرض خربه قد باد أهلها . . وكلّ أرض ميتة لا ربّ لها » (٢) .
هر زمينى كه خراب باشد و مردم آن نابود شده باشند از انفال است » . و نيز هر زمين مردهاى كه خداوند گارى ندارد .
روايت ديگر از ابى بصير است :
« لنا الأنفال . قلت : وما الأنفال ؟ قال عليهالسلام : منها المعادن والآجام وكلّ أرض لا ربّ
(١) وسائل الشيعه ، ج٦ ، ص٣٦٤ .
(٢) همان مدرك ، ج٦ ، ص٣٦٥ .