فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤٤ - شهرسازى و احداث خيابانها از سوى دولت آية اللّه شيخ حسين حلّى
نبود ، نه درباره ا آن خانهها و نه مسجدها و وقفها ، بلكه گاهى امامان عليهالسلام خود نيز به همين كار مىپرداختند و در چنين خانههايى مىنشستند . در اين باره فرقى نداشت كه سازنده خانه زمين را خريده باشد ، يا براى ساختن خانه تنها اجازه گرفته باشد . در گذشته گفتهايم كه چنين اجازهاى به معناى اجازه در مالكيّت برخود زمين است . اين سخنان از آن روست كه اگر زمين اين خانهها و كاروان سراها هم چنان به صورت خراجى بماند ، بايد براى سازنده آن اجاره معيّنى در سال قرار دهند و چون چنين اجاره ساليانهاى مقرّر نگرديده ، در مىيابيم كه اجازه دهندگان در حقيقت ، سازندگان را مالك زمين مىشناختند . بدين سان اگر اين خريد و فروش و اجازه را ، هر چند به دليل سكوت امامان عليهالسلام و منع نكردن ايشان ، درست بدانيم ، مالكيّت سازندگان بر آن زمينها نيز درست خواهد بود .
البتّه اين سخنان درباره زمينهايى است كه به هنگام فتح ، آباد بوده باشند ، ولى اگر در آن هنگام ، باير بودند ، بى ترديد مالك بنا مالك زمين نيز خواهد بود ؛ چرا كه با آباد كردن زمين آن را به ملك خويش در آورده است .
امّا سرزمينهايى كه پس از زمان فتح ، آباد شده است ، مانند روزگار غيبت و ساخته شدن شهر حلّه ، مطلب در آنها بسيار آسان است ؛ زيرا اختيار در اين روزگار به دست فقيه جامع شرايط است وبى ترديد آنان اين ساخت و سازها را تأييد كرده و خانهها و مدرسههاى اين شهرها را محترم شمردهاند .
گونههايى ديگر از زمينهاست كه تاريخ ساخته شدن بناهايش را نمىدانيم كه آيا در زمان فتح ، آباد بوده پا پيش از آن و يا پس از آن و يا اين كه ندانيم با جنگ و قهر فتح شده يا نه و يا بدانيم كه در زمان فتح ، آباد بوده ، ولى احتمال مىدهيم كه خود به خود آباد بوده است ، مانند جنگلها ، جلگهها و قلّههاى كوهها ، بلكه همه جاهايى كه