فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٢٤ - قاضى تحكيم يا سياست خصوصىسازى قضاوت سعيد قمــاشى
دعوا توقّف دارد . بنابر اين در حقوق اللّه نمىتواند قضاوت كند زيرا در اين موارد شاكى خصوصى وجود ندارد .
صاحب جواهر و فاضل هندى گفتهاند كه شيخ طوسى در كتاب « نهايه » و «اقتصاد » همين عقيده را دارد . (١)
به عبارت ديگر در حقوق عمومى يا حقّ اللّه اساساً تراضى نقشى ندارد و غالباً مرتكب جرم در صدد فرار از قانون و مجازات است ، لذا نمىتوان رسيدگى را به رضايت مرتكب واگذار كرد .
جاى بسى تعجّب است كه چگونه مرحوم فاضل هندى در عبارت يادشده عقيده دارند كه قاضى تحكيم حق قضاوت در حق اللّه را نيز دارد . تمسّك ايشان به عمومات ادلّه مشروعيّت قاضى تحكيم ، كارساز نيست ، زيرا همانگونه كه گفته شد اساس قاضى تحكيم بر تراضى است . بنابر اين نسبت به حقوق عمومى يا حقّ اللّه اساساً اطلاق يا عمومى وجود ندارد .
لزوم حكم بعد از قضاوت :
از آنجا مشروعيت قاضى تحكيم بر اساس تراضى طرفين دعوا است لذا يكى از مسائل مورد بحث اين است كه آيا علاوه بر تراضى قبل از حكم ، نيازمند به تراضى بعد از حكم هم هستيم يا خير ؟
قانونگذار در اين مورد وظيفه را مشخّص نكرده است ، ولى در ميان فقها
(١) جواهر الكلام ، ج٤٠ ، ص٢٧ ، فاضل هندى . كشف اللثام ، جلد دوّم ، مكتبة النجفى ، ص٣٢٢ .