فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢١٣ - قاضى تحكيم يا سياست خصوصىسازى قضاوت سعيد قمــاشى
ى ـ قاضى تحكيم كسى است كه طرفين دعوا به قضاوت وى راضى باشند و بايستى داراى همه شرائط يادشده باشد مگر نصب ابتدائى از ناحيه امام(ع)خواه نصب عامّ يا خاصّ . (١)
اكنون با توجّه به اين مقدّمات به اصل بحث و پاسخ پرسشهاى مطرح شده مىپردازيم .
دليل مشروعيّت قاضى تحكيم
مشروعيّت قاضى تحكيم مورد پذيرش مشهور فقها قرار گرفته و دليلهايى از كتاب ، سنّت و اجماع بر آن اقامه كردهاند و درباره آن ادّعاى اجماع و عدم خلاف شده است . (٢) عمدهترين دليل را مىتوان روايات بر شمرد از جمله روايت ابى خديجه كه مرحوم آيت اللّه خويى نيز به آن استناد جستهاند .
« إيّاكم أن يحاكم بعضكم بعضاً إلى أهل الجور، ولكن انظروا إلى رجل منكم يعلم شيئاً من قضايانا فاجعلوه بينكم فإنّى قد جعلته قاضياً فتحاكموا إليه. (٣)
« مبادا يكى از شما ديگرى را نزد اهل جور به محاكمه بكشاند بنگريد و مردى از خودتان را كه پارهاى از احكام ما را مىداند ميان خودتان قاضى قراردهيد من نيز وى را قاضى قرار مىدهم . بنابر اين نزد وى تحاكم كنيد .
وجه استدلال اين است كه عبارت « فاجعلوه » يا « فليرضوا » كه در برخى
(١) جواهر الكلام ، جلد٤ ، دار احياء التراث ، ص١٨ . سيّد على طباطبائى ، رياض المسائل ، جلد دوّم ، موءسّسه آل بيت ، ص٣٨٧ .
(٢) شهيد ثانى ، مسالك الافهام ، جلد دوّم ، دار الهدى ، ص٢٨٣ .
(٣) وسائل الشيعه ، جلد١٨ ، ب١ ، صفات قاضى ، حديث٥ .