فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣٩ - شايستگى زنان براى عهده دار شدن قضاوت آية اللّه محمّد محمّدى گيلانى
نتواند زنان را هم در برگيرد . اين نيز كه در روايت عبارت « رجل منكم » آمده از باب غلبه حضور مردان در كار قضاوت است و از همين رووى نه مىتواند مقبوله عمر بن حنظله را تقييد كند و نه آنچه را كه در توقيع مبارك صاحب الزمان ـ روحى فداه ـ آمده است ، آنجا كه فرمود : « فأمّا الحوادث الواقعة فارجعوا فيها إلى رواة حديثنا » (١) . اين « حوادث واقعه » قضاوت را نيز در بر مىگيرد ! ز آن سوى در اين هم ترديدى نيست كه خداوند به وجود زنان موءمن و راوى حديث و فقيه در هر دوره و زمانهاى بر ما منّت نهاده است .
وجود زنى مانند نفيسه ( ٢٠٨ ـ ١٤٥هـ . ق ) دختر حسن بن زيد بن حسن بن على بن ابى طالب عليهالسلام نمونهاى و گواهى بر اين حقيقت تاريخى است . در كتابهاى تراجم درباره اين زن آمده است كه چون امام شافعى به مصر رفت در محضر او حضور يافت و از او حديث آموخت . بشر حافى نيز به ديدار او مىرفت . احمد بن حنبل هم درخانه بشر حافى از اين بانو خواست تا در حق او دعاى خير كند . زمانى هم كه شافعى درگذشت همين زن فرمود : جنازه او را نزد وى آوردند . آنگاه به كنار جنازه او رفت و بر او نماز خواند . (٢)
خداوند در قرآن كريم مىفرمايد : {اِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ اَن تُوَدُّوا الاْءَماناتِ اِلى اَهْلِها وَاِذا حَكَمْتُم بَيْنَ النّاسِ اَن تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ } (٣) . اين دليلى مطلق و در برگيرنده زن و مرد
(١) در رخدادهايى كه پيشامد مىكند به راويان حديث ما رجوع كنيد .
(٢) ر . ك : كحاله ، عمر رضا ، اعلام النساء ، ج٥ ، ص١٨٧ ـ ١٨٩ ، به نقل از وفيات الاعيان ابن خلكان ، شذرات الذهب ابن عماد ، مرآة الجنان ، يافعى ، الحقيقة والمجاز ، نابلسى ، لواقح الأنوار ، شعرانى ، تحفة الأحباب ، سخاوى و برخى از منابع ديگر .
(٣) نساء / ٥٨ .