زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٣٩ - حد و مرز تواضع
ننماييد، و به همانگونه كه برخى از شما با برخى ديگر با صداى بلند گفتوگو مىكنيد، با ايشان آن گونه صحبت نكنيد تا نادانسته اعمال (نيك) شما نابود گردد.
در مقابل، آنگاه كه سخن از حقستيزانى به ميان مىآيد كه توان مقابله با اسلام را ندارند و در سايه حكومت خداى تعالى زندگى مىكنند، نهتنها محكوم به پرداخت ماليات مىشوند، بلكه موظف هستند به شيوهاى خفتبار به اين امر تن دهند؛ چرا كه در جامعه اسلامى «دين» بايد عزيز باشد، «خدا» عزيز باشد و «هركه» راه خدا را عزيز نمىشمارد، نبايد او را عزيز شمرد.
در منطق اسلام حقوق بشر بسيار والاتر و زيباتر از آنچه جوامع غربى و به اصطلاح پيشرفته امروز به آن مىنازند، مطرح است. به راستى اگر انديشمندان منصف آنان با ديدى تطبيقى و سعه صدر به دستآوردهاى فكر بشرى نكات پر ارج تعاليم پيامبر و آل(عليهم السلام) در اين زمينه (براى نمونه رساله حقوق امام سجاد(عليه السلام) و دهها موارد مشابه) بنگرند، رهنمود معصومان(عليهم السلام) را بسيار مترقىتر، عملىتر و سازندهتر خواهند يافت؛ چرا كه ايشان به لحاظ ارتباط راستين با خالق هستى، دقيقاً بر وفق ساختار بسيار پيچيده روح و جسم انسان و جايگاه ويژه او در كل نظام آفرينش اعم از اين جهان پهناور و عالم بسيار گستردهتر فرداـ سخن گفتهاند؛ از اين رو بدون كمترين استثنا، تمام رهآورد تعاليم ايشان، حكيمانه و منطبق با همان چيزى است كه خالق هستى در نهاد بشر به وديعت نهاده است.
بنابراين اگر قرآن كريم در مورد حقستيزان معاند توقف جنگ را موكول به پرداخت زبونانه نوعى ماليات كرده و فرموده است: «...حَتّى