زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٥١ - مأموريت الاهى براى دفع فتنه
در مورد فضاى موجود زمان صدور خطبه لختى بينديشيم. امام(عليه السلام) در اواخر زندگانى سراسر هدايت، و در عين حال پرفراز و نشيبشان، فتنههاى جمل، صفين و سرانجام نهروان را فرو نشاندند؛ در اين هنگام است كه براى اثبات حقانيت موضع والاى خويش، موقعيت بسيار نزديك و منحصر به فردِ خود نسبت به رسول مكرم اسلام(صلى الله عليه وآله) را به زيبايى به تصوير مىكشند.
از سوى ديگر، بايد ذهنيت مخاطبان آن روز حضرت را مطالعه كنيم و بدانيم كه آنان از نزديكى حضرت(عليه السلام) با پيامبر(صلى الله عليه وآله) به خوبى آگاه بودند و نقش بىنظير آن بزرگوار را در جنگهاى مختلف و شرايط بسيار حساس اُحد، خيبر، خندق و امثال آنها از ياد نبرده بودند؛ ولى عاملى كه براى بسيارى از آنان تصميمگيرى را به مشكلى جدّى تبديل كرده بود، ديدن چهرههايى سرشناس با سوابق چشمگير در صف مقابل حضرت بود. آنان مىديدند اين افراد با بعضى از نزديكان رسول خدا(صلى الله عليه وآله) همداستان شده و عليه حضرت لشكرى فراهم كردهاند تا حكومت مشروعى را كه از سه حكومت قبلى مردمىتر هم بود، از ريشه بركنند.
مگر نه اين بود كه حدود دوازده سال پيش از انتقال قدرت ظاهرى[١]
[١] از تفاوتهاى عمده شيعه و عامه، نگرش به «جانشينى پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله)» است. آنان جانشينان حضرت را فقط از منظر كشوردارى، و رتق و فتق متعارف امور مىنگرند؛ ولى از ديدگاه شيعه «امامت» مقامى است بس والا، كه امور سياسى و اداره كشور، تنها بخشى از آن است. شرح و بسط كلام در حوصله اين مختصر نمىگنجد و در مباحث اعتقادى به طور شفاف و متقن به اثبات رسيده است؛ اما براى نمونه مىتوان به سوره مباركه «قدر» توجه كرد و با دقّت در مضارع بودنِ «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوح»، «استمرارِ» نزول ملائكه را در شب قدر استفاده كرد. از اين نكته نبايد غفلت كرد كه فرشتگان الاهى همه ساله در آن شب، مقدّرات سال را به حجت خدا در آن عصر ارائه خواهند كرد؛ در نتيجه پس از رحلت رسول خدا(صلى الله عليه وآله)بايد در هر زمان بنده برگزيده خداوند، جانشين حضرت در همه امور از جمله دريافت پيام الاهى در شب قدر باشد، و بدين ترتيب امر مطاع حضرت باقرالعلوم(عليه السلام) را در تشويق شيعه به استدلال به اين سوره مباركه را (در اصول كافى، ج ١، ص ٢٤٩، حديث ٦) امتثال كرد: «يا مَعْشَرَ! الشّيعةِ خاصِمُوا بِسُورَةِ إنّا أنْزَلْناهُ تُفْلِحُوا فَوَاللهِ إنَّها لَحُجَّةُ اللهِ تَبارَكَ وَ تَعالى عَلَى الْخَلْقِ بَعْدَ رَسُولِ الله(صلى الله عليه وآله) وَإنَّها لَسَيِّدَةُ دينِكُم وَإنَّها لَغايَةُ عِلْمِنا...». (مرحوم ابن جمعه حويزى اين حديث را نود و نهمين حديث از مجموعه ١١٦ حديثى كه در تفسير اين سوره مباركه نقل فرموده، ثبت كردهاند. نورالثقلين، ج ٨، ص ٢٤٧ ـ ٢٧٧).
آرى، همه عقلهاى خردمندان، علم دانشمندان و سخنان نغز و زيباى سخنوران، از درك و ترسيم گوشهاى از فضايل «امام» درمانده و ناتوانند تا چه رسد به همه اوصاف و فضايل، و سپس گزينش ايشان؛ چنانكه مولايمان حضرت رضا(عليه السلام) در مرو در سخنانى بسيار زيبا و مشروح براى معرفى امام و امامت فرمودند: «هَلْ يَعْرِفُونَ قَدْرَ الإمامَةِ وَمَحَلَّها مِنَ الاُمَّةِ فَيجوزُ فيها اخْتيارُهُم؟ و در بخشى از آن فرمودند: هَيْهاتَ هَيْهاتَ ضَلَّتِ العُقولُ وَتاهَتِ الحُلوُم وَحارَتِ الألْبابُ وَحَسِرَتِ العُيونُ وَتصاغَرَتِ العُظَماءُ وَتحَيَّرَتِ الحُكَماءُ وَتَقاصَرَتِ الحُلَماءُ وَحَصِرَتِ الْخُطَباءُ وَجَهِلَتِ الاَْلِبّاءُ وَكَلَّتِ الشُّعَراءُ وَعَجِزَتِ الاُْدَباءُ وَعَيِيَتِ الْبُلَغاءُ عَنْ وَصْفِ «شَأْن» مِنْ شَأْنِهِ أَوْ فَضيلَة مِنْ فَضائِلِه فَأَقَرَّتْ بِالعَجْزِ وَالتَّقصيرِ...». بحارالانوار، ج ٢٥، ص ١٢٠ ـ ١٢٨، از معانى الاخبار، كمالالدين، عيون، امالى و...